Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:پنجشنبه 24 خرداد 1397-10:23 ق.ظ

پرچم!

از رندی پرسیدن نظرت راجع پرچم ایران چیه؟
وی گفت:رنگ سبزش مال سیدا س،
رنگ سفیدش مال آخوندا س،
رنگ قرمزش هم مال خونواده شهدا.
میله اش هم حواله .... اقشار آسیب پذیر!


پرچم ایران



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : طنز 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:چهارشنبه 23 خرداد 1397-10:38 ق.ظ

حال جامعه خراب است،مراقبت ویژه نیاز دارد

سرمایه اجتماعی(Social Capital) درهم تنیدگی ای از میراث فرهنگی،سیاسی و تاریخی یک جامعه است که تاروپود کنش های اجتماعی افراد را تشکیل می دهد.سرمایه اجتماعی ملاط استقرار و مانایی یک جامعه است.که اگر در جامعه ای نباشد سنگ روی سنگ بند نمی شود.از مهم ترین مولفه های سرمایه اجتماعی اعتماد به یکدیگر است.از اعتماد کنشگران اجتماعی به یکدیگر در مناسبات فردی روزمره تا اعتماد مردم به حاکمان که منجر به مقبولیت و مشروعیت سیاسی(Legitimacy) یک حکومت می شود.مشروعیت سیاسی حیاتی ترین سرمایه یک حکومت است.که اگر نباشد نشانه دیکتاتوری و ستمگری است و احتمال سقوط چنین حکومتی در کوتاه مدت دور از انتظار نخواهد بود، رسول خدا(ص) فرمود:المُلکُ یَبقی مَعَ الکفر ولا یَبقی مَعَ الظُّلم.(حکومت با کفر باقی می ماند اما با ظلم نه)
پر واضح است که پیش نیاز سرمایه اجتماعی صداقت،درستکاری،وفای به عهد،امانت داری و تعهد به وجدان فردیست که با تربیت صحیح به تدریج و طی سالیان متمادی شکل می گیرد.سرمایه اجتماعی یک شبه به دست نمی آید و یک شبه نیز از بین نمی رود.اگر دقت نشود و افراد خرد و کلان جامعه ارزشی برای این پیش نیازها قائل نباشند،این فضایل اخلاقی جای خود را به صفات ناپسند دروغگویی،ریاکاری،عدم اعتماد به یکدیگر و تنفر از حکومت منجر خواهد شد. و این یعنی که جامعه به شدت مریض احوال است و نیاز مبرم به مراقبت های ویژه دارد.نتایج یک پروژه ملی و تحقیق میدانی در سطح جامعه ایرانی نشان می دهد که میزان اعتماد عمومی افراد به یکدیگر در سال ۱۳۵۳، ۵۳٪ بوده و همان تحقیق در سی سال بعد(سال ۱۳۸۳)تکرار شده و اعتماد عمومی به ۲۴٪ تنزل پیدا کرده!(محسن گودرزی،پژوهش های ملی گرایش های فرهنگی و اجتماعی در ایران،۸۳ - همچنین ر.ک: سرمایه اجتماعی در ایران،سلیمان پاک سرشت)که با توجه به گسترش شعارزدگی که نتیجه ای جز عوامفریبی نداشته و تبعیض های سیاسی اجتماعی حاکمان جامعه در دهه اخیر،اعتماد عمومی مردم به یکدیگر و اعتماد مردم به رهبران سیاسی در حال حاضر به مراتب رقمی کمتر از ۲۴٪ را نشان خواهد داد.یعنی جمهوری اسلامی با آن همه ادعای دین مداری و عدالت گرایی! و انواع و اقسام وعده و وعیدها نتوانسته است به طور واقعی اقبال اکثریت جامعه را با خود همراه کند.(قطعاْ منظور بنده شوهای سیاسی صداوسیما در ایام انتخابات نیست!)
اعتبار کلام رهبران جامعه نزد توده مردم به شدت کاسته شده حتی در تذکرات مکرر مذهبی و معنوی.دیگر از آن تبعیت و شور و حالی که مردم نسبت به حاکمیت در چهل سال پیش داشتند خبری نیست.عملکرد ناصواب حاکمان با مردم و عدم اطمنیان مردم به حاکمان باعث شده که تعامل حاکمیت با مردم و بالعکس تبدیل به تقابل بشود.و همه این ها یعنی نابودی شیرازه جامعه.یعنی اضمحلال سرمایه اجتماعی.و نابودی سرمایه اجتماعی که اصلاْ نشانه خوبی برای حیات و بقا یک جامعه نخواهد بود.
کافی است واکنش های توده مردم را به وقایع اخیر بررسی کنید تا صحت و سقم موارد مذکور بهتر مشخص شود.این روزها عموم مردم در کمین هستند تا با مشاهده یک اشکال کوچک همه کاسه کوزه ها را سر آخوند جماعت و دین و دیانت بشکنند و دق دلی خود را سر اسلامیت نظام خالی کنند.هر چند شیطنت رسانه ای مخالفان اساس جمهوری اسلامی را نمی شود نادیده گرفت اما مهم تر از آن، فرسایش شدید سرمایه اجتماعی است که مسبب چنین واکنش های اعترا ضی می شود.و این بیماری مهلک بیش آز آن که عامل بیرونی داشته باشد،ریشه در داخل دارد.
وقتی اعتراض صنفی کامیون داران انگ سیاسی می خورد و در ماه رمضان با مشت و باتوم پاسخ داده می شود،وقتی مردم، در رسیدگی به قضیه سعید طوسی با قضیه دبیرستان غرب تهران تفاوت  می بینند،یا وقتی که فلان دانشجو در مقابل رهبر جسورانه انتقاد می کند! اما روز بعد به دلیل دیگری روانه بازداشت گاه می شود،یا.....حالا شما هر چقدر هم که توجیه کنی و دلیل بیاوری که ماهیت پرونده سعید طوسی با پرونده دبیرستان معین متفاوت است یا گرفتن فلان دانشجو ربطی به سخنرانی مقابل رهبر ندارد،صرفاْ تلاشی بیهوده است.چون علاوه بر رخ نمودن ناهماهنگی ساختاری فضای سیاسی،اجتماعی(که به سوء مدیریت یا تعمد حاکمیت برمی گردد!) قبل تر از آن، اطمینان خاطر عمومی به حاکمیت خدشه دار شده.جسم و روان توده مردم  هم خسته تر از آن است که بنشینند و جزییات اخبار را از منابع موثق تجزیه تحلیل کنند. عموم مردم برای کسب خبر یا دل خوش به شبکه های اجتماعی هستند یا اسیر طوفان رسانه ای در شبکه های ماهواره ای.و همه این اتفاقات در گذر زمان به اینجا رسیده که سلب اعتماد جایگزین اعتماد شده است.و این سلب اعتماد یعنی نبودن سرمایه اجتماعی و به تبع آن نبودن مشروعیت سیاسی و نبودن اعتبار دینی رهبران.که همگی نشانه بیماری و پوک بودن یک جامعه از درون است.
این که صورت مسئله را پاک کرده و سر خود را مثل کبک زیر برف کنیم و به خود امید کاذب بدهیم که همه چیز آرومه و ایران گل و بلبل است،دردی را دوا نمی کند.فقط روند مداوای این سرطان بدخیم اجتماعی را کندتر می کند.
همانطور که عرض شد،سرمایه اجتماعی یک شبه ایجاد نشده که یک شبه از بین برود.حال چه شده که این سرمایه عظیم طی این سال ها به حال انقراض درآمده،متولیان و برنامه ریزان جامعه باید پاسخ بدهند.آن چه مسلم است، نبود تعامل صادقانه و صمیمانه بین حاکمیت و مردم به عنوان شالوده یک جامعه،عامل اصلی این نابسامانی مخرب قلمداد می شود.و علاج واقعی این بیماری که تقریباً حالت مزمن به خود گرفته هر چند هزینه هنگفتی دارد،در صداقت و درست کاری حاکمان و بعد توده مردم نهفته است.چرا که:النّاسُ عَلی دینِ مُلوکِهِم(مردم به حاکمان خود اقتدا می کنند)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:یکشنبه 20 خرداد 1397-08:06 ق.ظ

بعضی حرفا

درباره خیلی چیزا اصلن نمیشه حرف زد.

بعضی حرفا رو هیجّا نمیشه گفت،
حتی تو شبکه های اجتماعی.
بعضی حرفا رو نمیشه به هیشکی گفت،
حتی دوستای صمیمیت.
بعضی حرفا رو هیجّا نمیشه نوشت،
حتی تو وبلاگ.
واسه زدن بعضی حرفا هم باید خودتو به دیوونگی و خنگی بزنی.
هیشوخت سکوت کسی رو نشونه رضایت یا حماقت ندون.
بعضی حرفا رو
فقط باید
با خودت به گور ببری!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مینی مال 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:یکشنبه 13 خرداد 1397-10:02 ق.ظ

جنازه نورانی

برای امرار معاش چوب بری،نجاری یا باغبونی می کرد. زندگی فقیرانه ای داشت.هیچ وقت لباس مرتب و درست وحسابی به تنش ندیده بودم.مرکب او الاغ نحیفی بود که ...!
بعضی وقتا تو صف نماز جماعت مسجد کنارش می ایستادم.آخه خیلی به من احترام میذاشت،با وجود اینکه از پدرم مسن تر بود.یادش به خیر! نون و پنیر و سبزی ای که شبها به عنوان افطاری می دادن قبل از نماز مغرب یا بین دو نماز، سریع  می خوردش وهمیشه تو دلم از این کارش لجم می گرفت که لااقل صبر می کردی بعد از نماز می خوردی تا وسط نماز این همه ملچ و ملوچ نمی کردی.
یکی از روزهای ماه رمضون همون سال وقتی از محل کارش در حوالی شهر به خونه برمی گشت ،از مرکبش سقوط میکنه پایین جاده و چند روز ی بستری میشه و بعد هم تموم میکنه.شب مرگش مصادف میشه با شب جمعه.شب قدر.شب بیست وسوم ماه مبارک رمضون.
مرده شور محل می گفت: تا حالا جسد کسی رو به نورانیت جسد اون نشسته ام.
روحش شاد...

پ.ن: 
1- خدا وقتی عاشق کسی بشه اینجوری میبرتش پیش خودش،یعنی بهترین موقع سال.
2- حالا من بدبخت هی بشینم تفسیر و فلسفه و عرفان بخونم و دقت کنم که در نماز حروف را صحیح اداء کنم!
3- ما درون را بنگریم و حال را
   نی برون را بنگریم و قال را 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : خاطره 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:سه شنبه 8 خرداد 1397-08:14 ق.ظ

آیت الله

بچه تر که بودم تا واژه آیت الله را می شنیدم،سریعاً دیدن یک چهره نورانی و الهی، نشانه خدایی،یک چیزی که مظهری از خدا و خوبی ها باشد و این جور چیزها به ذهنم خطور می کرد. بعدها فهمیدم که « آیت الله » یعنی کسی که مراحل بالای حوزوی را طی کرده به اجتهاد یا مرجعیت رسیده است.

بعدترها فهمیدم که ممکن است کسی لقب آیت اللهی را هم یدک بکشد و شما با دیدن او به یاد خوبی ها که نمی افتی هیچ ، بلکه برعکس تداعی یک سری خباثت ها و بدی ها در ذهنت هم  بشود. من کسی را می شناسم که خیلی ها به تناسب شرایط به او آیت الله می گویند اما از گفتار و کردار و  وجناتش شیطان مجسم هویداست.البته من آدم هایی را هم می شناسم که هنوز حجت الاسلام نشده اند اما هر وقت می بینمشان بی اختیار یاد خدا می افتم. چه آن مشاهده تجسم شیطانی و چه این احساس رحمانی هیچ ربطی به داشتن چشم برزخی ندارد بلکه در ضمیر ناخودآگاه و فطرت افراد جای دارد.

الآن که خیلی بزرگتر شده ام احساس می کنم تصورات کودکیم چقدر درست بوده اند.

به اعتقاد من هر منظره جالبی که مرا به یاد خدا و خوبی ها بیندازد،« آیت الله » است.

 منظره زیبای رنگین کمان در بهار،صدای آب یک رودخونه،لطافت یک گل قشنگ و معطر،نم نم بارون پاییزی،نوازش جوجه ای توسط مادرش،جیک جیک صبحگاهی گنجشکان،کمک کردن چند جوان دغدغه مند به نیازمندان ،برخورد محترمانه و انسان دوستانه یک کارمند با ارباب رجوع،راهنمایی دلسوزانه یک مشاور،صداقت و درستکاری افراد با همدیگر،همه این ها برای من «آیت الله» هستند.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اعتقادی 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:پنجشنبه 3 خرداد 1397-10:30 ق.ظ

بامبول تلگرام

اپیزود یک:
دی ماه 96 ؛ دستور رییس جمهور به وزیر ارتباطات مبنی بر فیلترینگ تلگرام. (طی نامه شماره 22108-96/م تاریخ 25/10/96)

اپیزود دو:
فروردین 97 ؛ بخشنامه معاون اول رییس جمهور به الزام همه دستگاه های دولتی و رسمی کشور مبنی بر خروج از تلگرام و استفاده از پیام رسان داخلی.

اپیزود سه:
اردیبهشت 97 ؛ رییس جمهور در اینستاگرام[پیام رسان خارجی]:دولت مخالف فیلترینگ تلگرام است و مسدود شدن تلگرام مورد تایید دولت نیست.
 ÙÛŒÙ„تر تلگرام نباید اختلالی در اینترنت ایجاد کند
اصل داستان:
در حالی که به اذعان روزنامه های حامی رییس جمهور،دولت روحانی بی دستاورد ترین دولت قرن و ارباب وعده های عملی نشده لقب گرفته(قانون،15/2/97)،قیمت دلار به طور بی سابقه ای به هفت هزار و دویست تومان رسیده و قیمت سکه تمام بهار آزادی از مرز دو ملیون و دویست هزار تومان هم فراتر رفته و اکثر مردم در مضیقه شدید اقتصادی و زیر خط فقر  تقلا می کنند و از سر بدبختی و ناچاری اعتراضات خود را در مراسم اسقبال رییس جمهوری در نیشابور با خودسوزی اعلام می کنند،حالا با این اوصاف بامبول تلگرامی حسن روحانی  به جز خر کردن مردم چه مفهومی دارد!؟
آیا دغدغه اصلی مردم در این روزها واقعاً فیلتر شدن یا نشدن تلگرام است؟آن هم فیلترینگی که به دستور مستقیم خود حسن روحانی انجام شده! یا این بامبول بازی ها فقط برای انحراف ذهن خسته و فرسایش یافته مردم بدبخت است؟
راستی مگر قرار نبود مشکلات اقتصادی  کشور صد روزه حل شود؟ و برجام، مشکل آب خوردن مردم را حل کند؟حالا با برجام پاره شده چکار کنیم!!؟




پ.ن: بامبول به معنی مکر،حقه،دوز و کلک،تزویر،حیله و نیرنگ است.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 
دنبالک ها: رییس جمهور دروغ 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:جمعه 28 اردیبهشت 1397-08:21 ق.ظ

قدرت یک رهبر

قدرت یک رهبر به اندازه فهم پیروانش است.
اگر خواستید عظمت و اقتدار حقیقی رهبر یک جامعه را مخصوصاً در مناسبات داخلی برآورد کنید،
ببینید رفتار،طرز تفکر و نحوه استدلال مریدان آن رهبر چگونه است.


نتیجه تصویری برای بوسیدن جای پای رهبر
تبرک و بوسیدن جای پای رهبر! - حسینیه امام خمینی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:یکشنبه 23 اردیبهشت 1397-08:44 ق.ظ

تقدیم به مدافعان حرم

به بهانه اظهارات سخیف فلان کارگردان زن،لجن پراکنی سریالی روزنامه های بنفش،اکران به وقت شام و «شو آف» یکی از دلقک های صدا وسیما؛
جمعیت جبهه رفته ها در طول هشت سال جنگ تحمیلی علیه کشورمان حدود دو ملیون نفر بود. اگر بخواهیم نسبت به کل جمعیت 50 ملیون نفری آن زمان کشورمان بسنجیم می شود حدود 4%.که با احتساب تقریبی خانواده پنج نفره آن ها  می شود ده ملیون نفر.یعنی فقط یک پنجم یا 20% جمعیت کشور به صورت مستقیم در رویارویی با دشمنان این مملکت(حدود 40 کشور حامی و متحد رژیم خبیث عراق)شرکت داشتند.و طی 40 سال عمر جمهوری اسلامی بار اصلی حضور و حماسه آفرینی ها در عرصه های ملی و سیاسی- اجتماعی نیز بر دوش همین اقلیت صبور و کم توقع طبقه متوسط به پائین جامعه بوده و هست.فشار اصلی همه تحریم های ناجوانمردانه و کمرشکن نیز در طول این سالها بر دوش همین اقلیت استوار بوده.اکثر کوپن داران و یارانه بگیران نیز جزء همین طبقه مسئولیت پذیر و فداکار بوده و هستند.یعنی بیشترین حضور مؤثر ملی – میهنی و کمترین ادعا.یعنی برای حفظ ناموس و کیان این مملکت،بیشترین هزینه ها از قِبَل متوسطان و محرومان جامعه پرداخت شده و می شود.از آن طرف بوده اند اکثریت بی تفاوت و بی مسئولیت خرده گیر.جماعت نق زنِ پرتوقعِ زیاده خواهِ بزدلِ عافیت طلبی که عمده دل مشغولی آنها «خور و خواب و خشم و شهوت» بوده و هست.جماعتی که حتی در همان زمان جنگ به جای افتخار به جانفشانی سربازان وطنشان،جبهه رفته ها و ایثارگران را تحقیر و تمسخر می کردند و خود مشغول تفرج و خوشگذرانی بودند.اُف بر این اکثریت بی غیرت! الآن هم همان اکثریت کذایی شعار«نه غزه نه لبنان،جانم فدای ایران» سر می دهند و اکثریت ذوق زدگان برجام نافرجام هم از همان قماش هستند.امروز و در دوران صلح و آرامش ایران زمین هم همان جماعت نق زن، رگ ناسیونالیستی و ایرانی گرایی شان متورم می شود و مشغول ستایش و کرنش نماد شرک آلود فَروَهَر هستند.جماعت بی غیرتی که به دروغ برای جسد مومیایی جعلی منسوب به یک دیکتاتور آلت دست انگلیس،واویلا سر می دهند اما برای دفن استخوان و پلاک شهدای گمنامی که جانشان را فدای دین و ناموس این مملکت کرده اند،هوچی گری و رسوا بازی در می آورند.جماعت زیاده خواه و همیشه طلبکاری که این روزها تحت عنوان موهوم سلبریتی، زندگی های لاکچری دارند.
آهای ایرانی به اصطلاح وطن پرست که آروغ روشنفکری می زنی! چرا این همه دوگانه گرایی و نفاق؟!آهای بنفش نویسی که به دروغ نگران بازگشت پیکر شهدا از دیار شام هستی!  آهای خانم کارگردانی که سابقه هواداری از مجاهدین خلق(منافقین)و کومله ای داری که فجیع تر از داعش، رزمندگان دفاع مقدس را در کردستان مُثله می کردند،در کدام سوراخ خزیده بودید زمانی که بهترین جوانان این مملکت در برابر گلوله های 1+5 پرپر می شدند؟خانم کارگردان«عقده ای»! اگر مدافعان حرم نبودند چطور می توانستی با دخترت سفرهای مکرر اروپا و آمریکا بروی و در امنیت و آسایش در مناطق مرفه پایتخت زندگی کنی؟ اصلاً توقع ندارم که امثال تو فرق دوست و دشمن یا متجاوز و مدافع را بدانی؛اما اگر شرافت داری و مردانگی،یک بار برای همیشه تکلیفت را با خودت،مردمت و سرزمینت روشن کن.چرا در هشت سال جنگ خونین علیه سرزمین آریایی ها،تو،خانواده و همفکرانت هیچ حضوری در جبهه ها نداشتی؟حالا هم محض رضای خدا دهانت را ببند و راجع به شهدای مدافع حرم بیش از این توهین نکن!
اگر دقت کنید در وصیت نامه هیچ شهیدی تقدیس و تکریم کوروش و هخامنش پیدا نمی کنید.و مجدداً امروز هم همان اقلیت بیست درصدی در مبارزه با آدمکش های وحشی داعش می جنگند تا ناموس و امنیت ایران زمین برقرار بماند آن هم به اسم «مدافعان حرم» اهل بیت رسول الله علیهم السلام،نه مدافعان پاسارگاد و تخت جمشید.جانبازی همه شهیدان دیروز و امروز به عشق اسلام، قرآن و دعوت امام خویش بوده نه چیز دیگر.آهای به اصطلاح هموطن! این را بدان که تاریخ؛ نامردی و بزدلی شما را ضبط کرده و تا ابد شرمنده و بدهکار شهدا و خانواده های ایثارگران هستید. اگر دین و غیرت ندارید،مرد باشید یا لااقل دم فروبندید؛چون شماها ثابت کرده اید که صلاحیت اظهار نظر در مورد وطن ندارید.حدود دو قرن است که واژه فریبنده «ناسیونالیسم» وارد ادبیات ایران شده.تاریخ را بدون تعصب ورق بزنید،می بینید همه آن هایی که دم از ایرانی گرایی،باستان گرایی و زردشت گرایی زده یا به عنوان قهرمان ملی گرایی مشهور شده اند،حداقل چندین برهه از زندگی خویش را به وابستگی مستقیم اجانب گذرانده اند.
و این روزها که بعد از چندین سال انتظار،پلاک و استخوانهای مطهر شهدای دفاع مقدس یا پیکر شهدای مدافع حرم تشییع می شود، ادعاهای پوچ وطن پرستانه آن اکثریت کذایی، متعفن تر از همیشه خود را نشان می دهد.ژست های مضحک ملی گرایانه ای که بیش از آن که دلیلی منطقی بر ارادت به هخامنشیان باشد،عقده گشایی ابلهانه علیه اسلام است.و چقدر این آیات الهی خوبتر از همیشه معنا پیدا می کنند:اکثرهم لا یعقلون،اکثرهم لا یشعرون،اکثرهم لا یعلمون،اکثرهم لا....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 



  • تعداد صفحات :8
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8