Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:دوشنبه 13 فروردین 1397-04:53 ب.ظ

محبت مادری

سال گذشته همین وقتا بود که خواهرم سراسیمه از بیمارستان زنگ زد و با گریه گفت:مادرم تمام کرد.صدای شیون و ناله بلند شد.وضعیت خونه به هم ریخت و چند دقیقه از کنترل خارج شد.سریع خودمون رو به بیمارستان رسوندیم.
بعد از سالها رنج و مریضی و تحمل دردهای عجیب و غریبی که حتی پزشکای بیمارستان هم امیدی به مداواش نداشتن،نهایتاً زیر دستگاه دیالیز مرد.قیافه زجرکشیده و معصومانه اش روی تخت بیمارستان هنوز از یادم نرفته.روزای آخر دیگه غذا نمی خورد،هوش و حواسش هم مشکل داشت،حتی درست هم نفس نمی کشید.وقتی می خواستم یه قاشق سوپ بهش بدم،با همون حال خراب دست و پا شکسته بهم گفت:تو ناهار خوردی؟!و من شرمنده و ناراحت که مادرجان نگران ناهار من نباش! اونجا بود که عمیقاً فهمیدم محبت مادری جنسش با محبتای دیگه خیلی فرق می کنه،خیلی.اما حیف که چه زود دیر شده بود.خدا رحمتش کنه و حقش رو به گردنم حلال کنه.برای شادی روح همه ذوی الحقوق مخصوصاً مادرم یه صلوات هدیه کنید.
اگه پدر و مادرتون در قید حیات هستن،قدرشون رو بیشتر بدونین،همین.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : خاطره 

لفافه
جمعه 24 فروردین 1397 07:55 ب.ظ
هیچکس هیچکس هیچکس جای مادرراهرگز
نمیتواندپرکند.وتاقیامت جای خالیش پر نخواهدشد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.