Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:چهارشنبه 23 خرداد 1397-10:38 ق.ظ

حال جامعه خراب است،مراقبت ویژه نیاز دارد

سرمایه اجتماعی(Social Capital) درهم تنیدگی ای از میراث فرهنگی،سیاسی و تاریخی یک جامعه است که تاروپود کنش های اجتماعی افراد را تشکیل می دهد.سرمایه اجتماعی ملاط استقرار و مانایی یک جامعه است.که اگر در جامعه ای نباشد سنگ روی سنگ بند نمی شود.از مهم ترین مولفه های سرمایه اجتماعی اعتماد به یکدیگر است.از اعتماد کنشگران اجتماعی به یکدیگر در مناسبات فردی روزمره تا اعتماد مردم به حاکمان که منجر به مقبولیت و مشروعیت سیاسی(Legitimacy) یک حکومت می شود.مشروعیت سیاسی حیاتی ترین سرمایه یک حکومت است.که اگر نباشد نشانه دیکتاتوری و ستمگری است و احتمال سقوط چنین حکومتی در کوتاه مدت دور از انتظار نخواهد بود، رسول خدا(ص) فرمود:المُلکُ یَبقی مَعَ الکفر ولا یَبقی مَعَ الظُّلم.(حکومت با کفر باقی می ماند اما با ظلم نه)
پر واضح است که پیش نیاز سرمایه اجتماعی صداقت،درستکاری،وفای به عهد،امانت داری و تعهد به وجدان فردیست که با تربیت صحیح به تدریج و طی سالیان متمادی شکل می گیرد.سرمایه اجتماعی یک شبه به دست نمی آید و یک شبه نیز از بین نمی رود.اگر دقت نشود و افراد خرد و کلان جامعه ارزشی برای این پیش نیازها قائل نباشند،این فضایل اخلاقی جای خود را به صفات ناپسند دروغگویی،ریاکاری،عدم اعتماد به یکدیگر و تنفر از حکومت منجر خواهد شد. و این یعنی که جامعه به شدت مریض احوال است و نیاز مبرم به مراقبت های ویژه دارد.نتایج یک پروژه ملی و تحقیق میدانی در سطح جامعه ایرانی نشان می دهد که میزان اعتماد عمومی افراد به یکدیگر در سال ۱۳۵۳، ۵۳٪ بوده و همان تحقیق در سی سال بعد(سال ۱۳۸۳)تکرار شده و اعتماد عمومی به ۲۴٪ تنزل پیدا کرده!(محسن گودرزی،پژوهش های ملی گرایش های فرهنگی و اجتماعی در ایران،۸۳ - همچنین ر.ک: سرمایه اجتماعی در ایران،سلیمان پاک سرشت)که با توجه به گسترش شعارزدگی که نتیجه ای جز عوامفریبی نداشته و تبعیض های سیاسی اجتماعی حاکمان جامعه در دهه اخیر،اعتماد عمومی مردم به یکدیگر و اعتماد مردم به رهبران سیاسی در حال حاضر به مراتب رقمی کمتر از ۲۴٪ را نشان خواهد داد.یعنی جمهوری اسلامی با آن همه ادعای دین مداری و عدالت گرایی! و انواع و اقسام وعده و وعیدها نتوانسته است به طور واقعی اقبال اکثریت جامعه را با خود همراه کند.(قطعاْ منظور بنده شوهای سیاسی صداوسیما در ایام انتخابات نیست!)
اعتبار کلام رهبران جامعه نزد توده مردم به شدت کاسته شده حتی در تذکرات مکرر مذهبی و معنوی.دیگر از آن تبعیت و شور و حالی که مردم نسبت به حاکمیت در چهل سال پیش داشتند خبری نیست.عملکرد ناصواب حاکمان با مردم و عدم اطمنیان مردم به حاکمان باعث شده که تعامل حاکمیت با مردم و بالعکس تبدیل به تقابل بشود.و همه این ها یعنی نابودی شیرازه جامعه.یعنی اضمحلال سرمایه اجتماعی.و نابودی سرمایه اجتماعی که اصلاْ نشانه خوبی برای حیات و بقا یک جامعه نخواهد بود.
کافی است واکنش های توده مردم را به وقایع اخیر بررسی کنید تا صحت و سقم موارد مذکور بهتر مشخص شود.این روزها عموم مردم در کمین هستند تا با مشاهده یک اشکال کوچک همه کاسه کوزه ها را سر آخوند جماعت و دین و دیانت بشکنند و دق دلی خود را سر اسلامیت نظام خالی کنند.هر چند شیطنت رسانه ای مخالفان اساس جمهوری اسلامی را نمی شود نادیده گرفت اما مهم تر از آن، فرسایش شدید سرمایه اجتماعی است که مسبب چنین واکنش های اعترا ضی می شود.و این بیماری مهلک بیش آز آن که عامل بیرونی داشته باشد،ریشه در داخل دارد.
وقتی اعتراض صنفی کامیون داران انگ سیاسی می خورد و در ماه رمضان با مشت و باتوم پاسخ داده می شود،وقتی مردم، در رسیدگی به قضیه سعید طوسی با قضیه دبیرستان غرب تهران تفاوت  می بینند،یا وقتی که فلان دانشجو در مقابل رهبر جسورانه انتقاد می کند! اما روز بعد به دلیل دیگری روانه بازداشت گاه می شود،یا.....حالا شما هر چقدر هم که توجیه کنی و دلیل بیاوری که ماهیت پرونده سعید طوسی با پرونده دبیرستان معین متفاوت است یا گرفتن فلان دانشجو ربطی به سخنرانی مقابل رهبر ندارد،صرفاْ تلاشی بیهوده است.چون علاوه بر رخ نمودن ناهماهنگی ساختاری فضای سیاسی،اجتماعی(که به سوء مدیریت یا تعمد حاکمیت برمی گردد!) قبل تر از آن، اطمینان خاطر عمومی به حاکمیت خدشه دار شده.جسم و روان توده مردم  هم خسته تر از آن است که بنشینند و جزییات اخبار را از منابع موثق تجزیه تحلیل کنند. عموم مردم برای کسب خبر یا دل خوش به شبکه های اجتماعی هستند یا اسیر طوفان رسانه ای در شبکه های ماهواره ای.و همه این اتفاقات در گذر زمان به اینجا رسیده که سلب اعتماد جایگزین اعتماد شده است.و این سلب اعتماد یعنی نبودن سرمایه اجتماعی و به تبع آن نبودن مشروعیت سیاسی و نبودن اعتبار دینی رهبران.که همگی نشانه بیماری و پوک بودن یک جامعه از درون است.
این که صورت مسئله را پاک کرده و سر خود را مثل کبک زیر برف کنیم و به خود امید کاذب بدهیم که همه چیز آرومه و ایران گل و بلبل است،دردی را دوا نمی کند.فقط روند مداوای این سرطان بدخیم اجتماعی را کندتر می کند.
همانطور که عرض شد،سرمایه اجتماعی یک شبه ایجاد نشده که یک شبه از بین برود.حال چه شده که این سرمایه عظیم طی این سال ها به حال انقراض درآمده،متولیان و برنامه ریزان جامعه باید پاسخ بدهند.آن چه مسلم است، نبود تعامل صادقانه و صمیمانه بین حاکمیت و مردم به عنوان شالوده یک جامعه،عامل اصلی این نابسامانی مخرب قلمداد می شود.و علاج واقعی این بیماری که تقریباً حالت مزمن به خود گرفته هر چند هزینه هنگفتی دارد،در صداقت و درست کاری حاکمان و بعد توده مردم نهفته است.چرا که:النّاسُ عَلی دینِ مُلوکِهِم(مردم به حاکمان خود اقتدا می کنند)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 

همایون
چهارشنبه 30 خرداد 1397 02:07 ب.ظ
چند وقت پیش به اشنای نوجوانی پیشنهاد کردم کتاب 1984 را بخواند ، بعد که او را دیدم با ذوق و حالت مشتاقی از کتاب می گفت و اینکه چقدر شبیه این روز های ماست . در جوابش فقط به جمله ای بسنده کردم ، که پیدایش و زندگی و مرگ اینگونه نظام ها درست شبیه هم هستند جدای از اینکه به چه ایدلوژی خود را وابسته می دانند ، انچه که شما بابت از دست رفتن سرمایه های اجتماعی بیان کردید امری است درست و قطعی ، البته از بین رفتن سرمایه های اجتماعی به قول شما یک مرحله قبل از فروپاشی و سقوط است ، من ترید ندارم و صد در صد ایمان دارم که کار تمام شده است و سقوط و فروپاشی رخ داده فقط باید منتظر ماند و دید که چه موقع سنگ مزار را می گذارند ، البته این را هم باید اضافه کنم انچه که روند از بین رفتن سرمایه های اجتماعی را تسریع می کند بعبارت دیگر ره صد ساله را یک ساله می برد ، فاسد و تبعیض است که هزار ماشالله در اقتصاد و حیات اداری و سیاسی ما ظهور و رشد عجیب و غریبی دارد . اگر هم بخواهیم از منظر نظریه " اندام واری اجتماع " نگاه کنیم این فساد و تبعیض چنان وارد خون و تمام بافت های اجتماعی و سیاسی شده که کوچکترین اعتمادی را به تمام بخش های حاکمیتی از بین برده . دوست بزرگوار کار تمام است فقط باید منتظر ماند که چگونه جان می دهد و هر چه دیرتر متاسفانه دردناکتر خواهد بود . ایام به کامتان
پاسخ - افلاطون : با سپاس از اظهار نظر
بارها به دوستان و دانشجویانم خواندن 1984 و قلعه حیوانات را توصیه کرده ام.
30morgh
جمعه 25 خرداد 1397 11:25 ب.ظ
با سلام خدمت استاد گرامی و فهمیم. خیلی ممنونم ازتون که درد جامعه رو موشکافانه تحلیل کردید و الحق که به نکات ریز و دقیقی اشاره کردید.
متولیان و برنامه ریزان، هرگز حاضر به پاسخ‌گویی در برابر هیچ یک از کارهاشون نخواهند بود. صداقت و درستکاری برای این حکومت به مثابه سرابیست که هیچگاه واقعیت نخواهد داشت.
با تشکر از شما بخاطر نکات بسیار دقیقی که بیان فرمودید.
پاسخ - افلاطون : سلام
رضا
پنجشنبه 24 خرداد 1397 12:50 ق.ظ
چه باید کرد...؟؟؟
پاسخ - افلاطون : صادق باشیم...
ناشناس
چهارشنبه 23 خرداد 1397 05:20 ب.ظ
سلام و عرض ادب. خدا قوت. تحلیل درستی دارید. چیزی که کم هست، گوش شنواست
پاسخ - افلاطون : سلام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.