Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:چهارشنبه 31 مرداد 1397-09:11 ب.ظ

درود بر انگلیس!

راستش بنا به دلایلی،دیگر قصد ندارم مرگ بر انگلیس بگویم.من معتقدم انگلیسی ها ویژگی هایی دارند که اتفاقاً قابل ستایش هم هستند.به لحاظ رفتارشناسی انگلیسی ها افرادی صبور، پرحوصله،با پشتکار زیاد،برنامه ریز و«آن تایم» هستند،قدر زمان را به خوبی می دانند و فرصت ها را از دست نمی دهند.انگلیسی ها در رفتار فردی و اجتماعی خود به صورت خودکار پیرو استراتژی:شناخت،بررسی امکانات و اقدام مؤثر هستند.یعنی از کودکی اینجوری بار می آیند.یک انگلیسی اگر یک ساعت با شما صحبت کند آرامش دارد و کمتر عصبانی می شود.اگر در قطار یا هواپیما با یک انگلیسی همسفر شوید اگر صحبت خاصی با هم نداشته باشید سریع کتاب یا روزنامه اش در می آورد و مشغول مطالعه می شود،وقتش را هدر نمی دهد.انگلیسی ها البته متکبر و بسیار مغرور به تاریخ و سنت های خود هستند.مثلاً:آنها این توانایی را دارند که از «اسطبل اسب ریچارد شیردل»از فرماندهان جنگهای صلیبی علیه مسلمانان که سه هزار اسیر مسلمان را در حضور صلاح الدین ایوبی گردن زد،یا آدامس دهنی دور انداخته شده مربی منچستریونایتد که در یک حراجی ششصدهزار دلار قیمت گذاری شده،استفاده گردشگری و جذب توریست داشته باشند و حتی از توریست ها هنگام بازدید اسطبل امضاء بگیرند.مقایسه کنید با اماکن عظیمِ تاریخی یا تفرجگاه های طبیعی و بی نظیر ایران که اطرافش شبیه زباله دانی است و سرویس بهداشتی تمیز هم ندارد! ....تاریخ و فلسفه علم غرب به شدت مدیون دانشمندان بزرگ انگلیسی است.انقلاب صنعتی که غرب را مدرنیزه کرد از انگلیس شروع شد.انگلیس است که سایر ممالک دنیا را مجبور کرده تا زبان بین المللی، «زبان انگلیسی» باشد.انگلیس را دست کم نگیرید.آیا می دانستید بهره بانکی در انگلیس حداکثر 2% است و در بانکداری بدون ربا و اسلامی ما 40% ؟!! انصافاً انگلیس با این ویژگی ها شایسته تقدیر نیست؟ در چهل سال اخیر یک اختلاس بانکی در انگلیس گزارش نشده اما در مملکت اسلامی ما....! در طول تاریخ هم، سیاست های انگلیسی  پشتوانه ارزشمندی برای انگلیسی ها بوده.سیاستهای انگلیسی در عرصه بین المللی نیز ویژگی های منحصر به فردی دارد، اکثراً دیربازده ولی قرص و محکم هستند.در دیپلماسی لبخند و با پنبه سربریدن، سرآمد روزگارند.انگلیسی ها اغلب موارد پشت پرده قضایا هستند،کمتر آفتابی می شوند. برعکس رهبران آمریکا،فرانسه و اسرائیل اهل سرو صدا و هارت و پورت نیستند. انگلیس هرجا که پایش باز شود دیگر امکان ندارد خارج شود.شاید برای عوام فریبی ابراز ناراحتی کنند و بگویند ما رفتیم،اما مطمئن باشید به صورت کامل خارج نمی شوند تا با همان صبر و حوصله زیادشان به خواسته هایشان برسند.انگلیسی ها با استناد به سیاست سنتی تفرقه بینداز و حکومت کن، متخصص ایجاد،تأسیس و البته به فراخور شرایط، انهدام تدریجی هر آن چه دوست ندارند هستند.چهارصد سال پیش یک مشت انگلیسی اخراجی و تبعیدی آمریکا را تأسیس کردند.انگلیسی ها دویست سال پیش وهابیت و آل سعود را به وجود آوردند.هم زمان افغانستان و بخشی از پاکستان را از ایران جدا کردند.صدو هفتاد سال پیش بابیت و بهائیت را مدیریت کردند.در همان موقع ابتدا به صورت تفننی و از طریق هند تریاک را وارد ایران کردند. انگلیس با آن  جثه کوچک  جغرافیایی، در همان ایام چین با آن وسعت و جمعیت زیاد را نیز با تریاک شکست داد.انگلیس آنقدر پتانسیل دارد که هنوز هم مناطقی در سراسر دنیا را در مستعمره خود داشته باشد.در حال حاضرشخص اول کشور بزرگ کانادا با امضای ملکه انگلیس اجازه حکومت دارد.منطقه برمودای آمریکای مرکزی هنوز تحت سلطه انگلیس است.همین طور استرالیا و..... فقط انگلیس است که حدود شصت کشور جهان را مستعمره خود کرده باشد.صد سال قبل از مشروطیت در حالی که ایرانی ها را بدوی و وحشی خطاب می کردند، با جستجوی طاقت فرسا در بیابان های کویری ایران دنبال راه نفوذ به هندوستان بودند.نفت ایران را انگلیسی ها کشف کردند.صدو ده سال پیش مشروطه را وارد ایران کردند و پنج سال بعد هم خودشان با ترور و دارزدن علمای ایران، مشروطه را نابود کردند.طومار قاجار را انگلیسی ها در هم پیچیدند و بعد پهلوی را خلق کردند. متخصص تاریخ سازی و حکومت سازی در دنیا هستند.حدود هفتاد سال پیش اسرائیل را تأسیس کردند.شصت وپنج سال پیش با کودتا،دولت ایران را ساقط کردند.چهل و هشت سال پیش بحرین را از ایران جدا کردند.سی و سه سال پیش از منافقین خلق حمایت کردند و در جنگ تحمیلی دربست حامی صدام بودند.مالک شبکه فارسی وان چندسال پیش اعلام کرد تا ده سال دیگر فرهنگ مردم ایران را تغییر می دهم،و تا حدود زیادی موفق هم بوده.هشت سال پیش هم با کمک آمریکا داعش را به وجود آوردند.نه سال پیش هم  مانند دوره مشروطه، سفارت خود را در خدمت فتنه گران انتخابات88 قرار دادند. و جالب اینکه دوماه بعد از انتخابات 88،در حالی که نوچه های داخلی انگلیس مشغول بیانیه دادن و شکستن و آتش زدن مسجد و مغازه ها و اتوبوسهای شهرداری بودند، یکی از سیاستمدارانشان اعلام کرد:«بحث تقلب در انتخابات ایران حرف مضحکی است.»هرچند همه این هایی که برشمردم گوشه ای از توانمندی انگلیسی هاست که واقعاً قابل توجه هستند اما بخش عمده موفقیت انگلیسی ها به وادادگی وابستگان داخلی آنها مربوط می شود.به نظر من همین موضوع  که انگلیس در یک کشوری این همه سابقه خیانت و داشته باشد و تاکنون برای هیچ کدامش یک عذرخواهی خشک و خالی هم نکرده، اما رییس جمهور و برخی دیگر ازمسئولان جمهوری اسلامی تابعیت انگلیسی داشته باشند،ناشی از دیپلماسی موفق انگلیسی ها و البته مهارت های فوق العاده اجتماعی و فرهنگی آنهاست.

Image result for ‫تابعیت انگلیسی روحانی‬‎

انگلیس از نظر اقلیمی هم حال و هوای خاصی دارد.هرکسی مدتی در آن کشور زندگی کرده باشد،به شدت نمک گیر انگلیس می شود.انگلیسی ها چنان مهمانان خود را با مهارت شستشوی مغزی می دهند که طرف هویت فریدونی خودش را هم فراموش می کند.من که دیگر دوست ندارم بگویم مرگ بر انگلیس. چرا درود نگویم؟من یکی باور نمی کنم انگلیسی ها آنقدر که در گوش ما خوانده اند خبیث و بد ذات باشند.آیا تا به حال دید ه اید در انگلیس علیه ما راه پیمایی کنند و مرگ بر ایران بگویند؟!من دیگر مرگ بر انگلیس نمی گویم،چون وقتی من و امثال من طوری تربیت شده بودیم که در راه پیمایی روز قدس و بیست ودوم بهمن و بعد از تکبیر نمازهای جمعه و جماعت حتماً مرگ برآمریکا و مرگ بر انگلیس بگوییم تا  تبری از دشمن را انجام داده باشیم،رئیس جمهور انقلابی ایران،2500نفر را با پارتی بازی و پول بیت المال جمهموری اسلامی فرستاد انگلیس تا دکتری بگیرند و بعدها هسته اصلی فتنه 78 و 88 را تشکیل بدهند.(جامعه شناسی جنبشهای اجتماعی،حمیدرضا جلائی پور،ص 227) یا به عنوان نماینده مجلس هم پیاله فتنه گران باشند و جاده صاف کن انگلیس.من هم اگر نون و نمک انگلیسی ها را خورده باشم،دور از مروت و انصاف میدانم که نمکدان را بشکنم.بالاخره انگلیس که بدون دلیل دشمنان شماره یک خود که شب و روز مرگ بر انگلیس می گفتند را به عنوان بورس تحصیلی قبول نمی کند.می کند؟یعنی آنها اینقدر کودن هستند که  بودجه انگلیس  را صرف آموزش دشمنانشان آن هم به ویژه در حوزه علوم انسانی کنند؟؟!! من دیگر مرگ بر انگلیس نمی گویم وقتی که بدانم دختر همان رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص مصلحت این نظام بی در و پیکر،مستقیماً با شورای بریتانیا(British Council) رابطه برقرار کرده.شورایی که هنگام انقلاب اسلامی تعطیل شد اما در دوره اصلاحات مجدداً راه اندازی شد.شورایی که  زیر نظر وزارت خارجه انگلیس است و هدف خود را برقراری همکاری مشترک پایدار بین ایران و انگلیس در زمینه آموزشی و فرهنگی بر می شمرد.(homadaily.ir/?p=1073)من دیگر مرگ بر انگلیس نمی گویم وقتی که بفهمم رئیس جمهور اصلاحات،افراطیون دوم خردادی و تحکیم وحدت را بورس انگلیس کرده است.من دیگر مرگ بر انگلیس نمی گویم وقتی که بفهمم 4000 نفر از آقازاده های این مملکت در انگلیس مشغول تحصیل هستند.انگلیسی ها قدر مهمانان خود را خوب می دانند.جوری آنها را تربیت می کنند تا روز مبادا به درد بخورند.وقتی که بفهمم رئیس جمهور،فلان نماینده مجلس یا عضو تیم مذاکره هسته ای تابعیت انگلیسی دارند، چرا احمق هایی مثل من باید در راه پیمایی ها مرگ نثار انگلیس کنم؟ اگر انگلیس واقعاً بد است و سزاوار مرگ، چرا کعبه آمال برخی از حضرات مسئول و آقازاده هایشان است؟!چقدر زشت و افتضاح است که آمریکا و انگلیس را دشمن اصلی بنامیم و توده مردم را به مرگ گفتن مشغول کنیم،اما اکثر رجال مملکت نمک گیر همان دشمنان باشند!!واقعاً  وقیح و تهوع آور است...از غرور ذاتی انگلیسی ها خوشم می آید که تاکنون هیچ معذرت خواهی بابت آن همه خیانت علیه اسلام و مسلمانان و ایرانی ها ابراز نکرده اند اما الآن که  هنوز برجام آبکی را بر ما تحمیل نکرده بودند و برای بازگشایی سفارت خود با هیأت های سیاسی و اقتصادی با دولت مردان با ما می گویند و می خندند،تقاضای غرامت کرده اند که چرا چند سال پیش سفارتشان که نقش کلیدی در آشوبهای ایران داشته،تعطیل شده است؟و متأسفانه این در حالی است که رئیس جمهور ذلیل و دیپلماسی مرعوب ما مرتب به مردم می گوید: «نباید در گذشته ماند»!!دم دولتمردان با غیرت و متعصب انگلیسی گرم که در گذشته خود حسابی مانده اند و ذره ای از دشمنی ذاتی خود با ایرانی ها کم نکرده و هنوز هم از موضع بالا با ما سخن می گویند.اما دولتمردان خوش غیرت و انقلابی ما جرأت ندارند نازک تر از گل به آنها بگویند یا حتی یکی از خیانتهای تاریخی انگلیس علیه ایران را به رخشان بکشند.دم انگلیس گرم که هنوز اصل توافقنامه امضاء نشده سفارت خود را افتتاح کرد و اینقدر در دولت راستگویان نفوذ دارد که مجوز فعالیت بی بی سی را هم بگیرد.و من اصلاً تعجب نمی کنم از وزارت ارشاد که روزنامه منتقدان دولت را تعطیل کند اما به بی بی سی اجازه فعالیت دهد!! یعنی خطر منتقدان داخلی از رسانه انگلیس بیشتر است؟و تعجب نمی کنم که معترضین بازگشایی سفارت انگلیس با باتوم و کتک کاری دولت تدبیر مواجهه شوند،چون می بینم رئیس جمهور،رئیس مجمع،برخی اعضاء تیم هسته ای،برخی نمایندگان مجلس و برخی از مسئولان سابق و اسبق جمهوری اسلامی نمک گیر انگلیس و آمریکا هستند.دلواپسان رابطه با انگلیس بدانند که اگر چشمشان را بر آن همه جنایت و خیانت انگلیسی ها ببندند،انگلیسی ها این خوش خدمتی ها را ناشی از ترس و حماقت ایرانی ها می دانند نه دیپلماسی چندجانبه!همانطور که تاریخ ثبت کرده و بارها ایرانی ها را تحقیر کرده اند،دلخوش نباشیم که دوباره تحقیر شویم.مسئولان جمهوری اسلامی دلباخته انگلیس بدانند که ،بیشتر از رضاشاه یا پسرش یا حتی مصدق که از طرف انگلیسی ها مدتی والی فارس شد و نشان رسمی دولت بریتانیا دریافت کرد،مورد وثوق انگلیسی ها نبوده و نیستند اما تاریخ گواه است که انگلیس و آمریکا چه بلایی برسر نوکران سرسپرده خود آورده اند.تازه حضرات قجری و پهلوی هیچوقت نه شرقی نه غربی و مرگ بر آمریکا یا مرگ بر انگلیس هم نگفته بودند.

راستش این روزها من هم به شدت علاقمند شده ام که به انگلیس مهاجرت و اقامت بگیرم.احتمالا خوش می گذرد....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:پنجشنبه 25 مرداد 1397-12:47 ب.ظ

جناح های سیاسی

اصول گرا از اصلاح طلب بدتر،

اصلاح طلب از اصول گرا بدتر،
کارگزاران و اعتدال از هر دو فاسد تر.

تصویر مرتبط


پ.ن: همه سروته یه کرباسند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:شنبه 20 مرداد 1397-10:42 ق.ظ

تفاوت ما با اونا(4)

یکی دیگه از تفاوتای ما با جوامع توسعه یافته اینه که

اونا در تلاش برای رسیدن به قله هرم مازلو هستن،
و ما در کف هرم دست و پا می زنیم.
تصویر مرتبط



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:پنجشنبه 18 مرداد 1397-10:07 ق.ظ

تفاوت ما با اونا(3)

یکی دیگه از تفاوتای کشور ما با کشورهای پیشرفته

اینه که
تو مملکت اونا دروغ هزینه خیلی سنگینی داره،
و تو مملکت ما صداقت!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:سه شنبه 16 مرداد 1397-11:16 ق.ظ

نگاه فاسد به فساد

اختلاسگران علنی  می دزدن،

نتیجه تصویری برای دزدی
اون وقت
 محرمانه و با حروف مقطعه رسیدگی می کنن!
ب.ه
د.ل
ب.ز
س.ش
ط.ظ
آخه حفظ آبروی دزد،
واجب تر از جیب خالی شده مردمه!
طبق معمول سنگ ها بسته ان و سگ ها رها!
تا این رویه مریض رسیدگی به جرم 
و نگاه فاسد به فساد وجود داره؛
مطمئن باشید که فاسدان با خیال راحت
به کار خود ادامه خواهند داد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:یکشنبه 14 مرداد 1397-11:22 ق.ظ

تفاوت ما با اونا(2)

یکی دیگه از تفاوتای ما با جوامع پیشرفته اینه که

اونا به دانش کاربردی و مهارت اهمیت میدن،
اما ماها به مدرک و محفوظات.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:پنجشنبه 11 مرداد 1397-10:05 ق.ظ

زمستان جمهوری اسلامی!



برخی مورخین و اندیشمندان اجتماعی تطورگرا (Evolutionists)مانند:ابن خلدون،توین بی،اشپنگلر برای تمدن ها و حکومت ها دوره های مشخصی تعیین کرده اند که پس از طی این مراحل،عمر جوامع قبلی تمام شده و جوامع جدید، حیات خود را شروع می کنند.و این چرخه اجباراًتکرار خواهد شد.
مثلاً ابن خلدون عمر حکومت ها را شامل پنج مرحله می داند: 1- پیروزی 2- تسلط و خودکامگی 3- تثبیت و آرامش حاکمان 4- خرسندی و مسالمت جویی حاکمان با دیگر گروه ها 5- اسراف،خوشگذرانی و فساد حاکمان که نهایتاً به نابودی حکومت منجر می شود.
اشپنگلر هم ضمن مقایسه تمدنها با سیر طبیعی زندگی انسان،عمر تمدنها را شامل تولد،بلوغ،جوانی،پیری و انحطاط می داند.و برای جوامع تعابیر بهار،تابستان،پاییز و زمستان به کار می برد.یعنی زمستان هر تمدنی مقدمه ایست برای تولد تمدنی جدید.

 
شاخص
 دهه 60 دهه 90
 
اعتماد به حکومت
 خیلی زیاد خیلی کم
 
انسجام ملی
 زیاد کم
 
علاقمندی به دین
 خیلی زیاد خیلی کم
 
کاریزماتیک رهبری
 خیلی زیاد خیلی کم
 
قدرت خرید مردم
 متوسط خیلی کم
 
نارضایتی عمومی از وضع موجود
 خیلی کم خیلی زیاد

با توجه به فساد گسترده و سیستماتیک نظام مالی اقتصادی و نابرابری اجتماعی،وضعیت فعلی جمهوری اسلامی طبق نظر ابن خلدون در مرحله نهایی یعنی خوشگذرانی و فساد حاکمان قرار دارد و مفهومش این است که جمهوری اسلامی در معرض فروپاشی قرار دارد!این روزها اخبار ناخوشایندی از دوست و دشمن راجع به ایران شنیده می شود.شاید جنگ جهانی نهایی رخ دهد! بر خلاف ادعای حاکمان ایران،به زعم بنده جمهوری اسلامی در دهه چهارم خود ضعیف ترین وضعیت ممکن نسبت به سه دهه قبل را دارد.هر چندنفوذ ایران در منطقه و توان دفاعی ایران بسیار قدرتنمدتر از دهه 60 است،اما جمهوری اسلامی دیگر آن پشتوانه مردمی که باعث اعتماد به حکومت و انسجام ملی بشود را ندارد.جمهوری اسلامی طی چهل سال توانست به زحمت موشک به دست آورد اما سرمایه اجتماعی را به راحتی از دست داد.اگر کشوری سرشار از ثروت و امکانات باشد اما اقبال مردمی نداشته باشد،محکوم به فناست.نابودی سرمایه اجتماعی،دیپلماسی منفعلانه در شش سال اخیر که منجر به انعقاد قراردادهای ننگین تر از ترکمانچای شده،تشدید تحریم ها پس از برجام نافرجام،تعطیلی چند ماهه سفارتخانه ایران در کشورهای مهمی مثل چین و هند،پیشنهادهای ذلیلانه نفت مقابل غذا از طرف روسیه و یا نفت مقابل چای از طرف کشور ضعیفی چون سریلانکا!تهدیدات کوچکترین کشور آفریقایی(جیبوتی)،اهانت های شرم آور امارات،خیانتهای متعدد عربستان به خصوص در قبال شهدای منا،فلج شدن اقتصاد،گرانی های لحظه ای و کمرشکن،نارضایتی عمومی از حکومت،افزایش بی رویه مهاجرت و خرید ملک در کشورهای آسیای میانه،گرجستان و ترکیه توسط باسواد،بی سواد، کارگر،کارمند،استاد و مدیر ایرانی که دیگر از حالت مهاجرت فراتر رفته و جنبه فرار از ایران به خود گرفته،راه اندازی کمپین در شبکه های اجتماعی مبنی بر التماس از ترامپ جهت نجات ایران،و.... که عمدتاً به سوء مدیریت و خیانت رهبران ما برمی گردد تا توطئه آمریکا و اسرائیل؛همگی نشانه هایی است دال بر صحت همان اخبار ناخوشایند فوق الذکر، که ممکن است آشوب ها و بحران هایی بدتر از 88 را ایجاد کند.احتمالاً حاکمان بی کفایت جمهوری اسلامی فهمیده اند که حنای درو غ هایی مانند:«شرایط حساس کنونی»و«پیچ مهم تاریخی» دیگر رنگی ندارد.ضمناً سیاست سرکوب و مشت آهنین در قبال اعتراضات مردمی هم نتیجه عکس خواهد داشت.

با همه این اوصاف ناامید کننده معتقدم هنوز هم می توان ایران را از شرایط نکبت بار کنونی نجات داد به شرط این که مردم  در تصمیم گیری های مهم سیاسی شناخت و بلوغ عقلانی را بر هیجانات و احساسات مقطعی ترجیح دهند،حاکمیت اشتباهات خود را بپذیرد،حاکمان متخلف از صدر تا ذیل مجازات شوند،و اصلاحات ساختاری در رفع افتضاحات ایجاد شده صورت بگیرد؛وگرنه خیلی زود، دیر می شود.

شاید برخی منتقدان،دیدگاه جبر تاریخی را قبول نداشته باشند اما بر اساس نظریه اشپنگلر ظاهر ماجرا حکایت از فرارسیدن زمستان جمهوری اسلامی دارد! حکومتی که طی چهار دهه در ظاهر داعیه دار دین،اخلاق و فرهنگ نشان داده؛ اما نتوانسته بدیهی ترین زیرساخت های یک تمدن را برای شهروندانش فراهم کند!

راستی؛خدا هم با کسی یا حکومتی عقد اخوت نبسته و صراحتاً فرموده:اِن تَنصُرُالله یَنصُرکُم...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:سه شنبه 9 مرداد 1397-07:53 ق.ظ

تأخر فرهنگی

تأخر فرهنگی یا عقب ماندگی فرهنگی(Cultural Lag)وقتی بروز می کند که رشد فرهنگ مادی با رشد فرهنگ معنوی همراه نباشد.یعنی رشد فکری اعتقادی درباره یک موضوع با دستیابی به ابزار آن موضوع تناسب نداشته باشد.مثلاً یک کالای جدید و مدرن در دسترس باشد اما فهم استفاده صحیح از آن کالا به وجود نیامده باشد.
 در جوامع مستعمره، عقب نگه داشته شده یا جوامع در حال توسعه تأخر فرهنگی به دلایل متعددی از جمله تقلید کورکورانه،عدم شناخت زیرساخت های فرهنگی جامعه فرستنده و جامعه پذیرنده عناصر فرهنگی،از خود بیگانگی،وادادگی؛حالت فراگیر دارد.
عقب ماندگی فرهنگی پدیده ای اجتماعی است که اگر درمان نشود تبدیل به یک ناهنجاری اجتماعی و چندپارگی فرهنگی و نهایتاً بی هویتی و شلختگی اجتماعی می شود.
چون بافت کلی فرهنگ ایرانی متأسفانه ترکیب نامعقولی از فرهنگ قبیله ای - پست مدرن هست لذا عفب ماندگی فرهنگی در جامعه ما نمود آشکارتری دارد.
چندین سال است که در برخی از شهرهای بزرگ کمتر شهرنشین اصیل همان شهر را می بینید.بیشتر با مهاجرین غیربومی روبرو هستید.در دو دهه اخیر به دلیل بی توجهی به روستاها و مناطق محروم کشور و افزایش مهاجرت از روستا به شهر،بسیاری از روستائیان ترجیح داده اند ساکن شهرها شوند.بدون آن که شناخت و فهم درستی از الفبای زندگی شهری داشته باشند یا آموزش دیده باشند. قصد توهین به روستائیان محترم یا برترانگاری شهرنشینان ندارم.بحث من متوجه نامأنوس بودن خرده فرهنگ روستایی با خرده فرهنگ شهری است که مصداق بارز تأخر فرهنگی و تبعات آن می باشد.
مثلاً طرف تا دیروز کنار آغل و طویله زندگی می کرده و در بعضی مناطق محروم که آب آشامیدنی سالم هم نداشته اند با سنگ و کلوخ خودش را تمیز می کرده اما امروز با فروش زمین کشاورزی یا چندتا گاو و گوسفند ثروت بادآورده ای به هم زده به شهر آمده و در آپارتمان های بالا شهر زندگی می کنند. (بودند کسانی که به اقتضای رسم قبلی خود حتی در آپارتمان هم مرغ و خروس و گوسفند نگهداری می کردند!)شب ها هم به اتفاق زن و بچه که تا حالا نان و دوغ و ماست محلی می خوردند،فست فود لاکچری سفارش می دهند. ماشین چند صدملیونی سوار می شوند ولی هنوز رانندگی و پارک اتومبیل را بلد نیستند،چون هنوز در فضای الاغ سواری روستا سیر می کنند.
طرف تا دیروز با لباس محلی کنار سگ گله به صحرا می رفته اما امروز به برکت شبکه های ماهواره ای یک پاکوتای پشمالو در بغل گرفته و از هایپر مارکت خرید می کند،آن هم با آرایش غلیظ و لهجه مخلوط شهری روستایی! همه اینها نمونه هایی از شلختگی اجتماعی است که در بعضی مواقع به ناهنجاری اجتماعی هم منجر شده است.
توجه به زیر ساختهای محیطی و تدبیر مناسب برای جذاب و شاداب نگه داشتن روستاها از سوی متولیان امر یکی از راه های جلوگیری از مهاجرت بی رویه به شهرها و تبعات ناشی از آن می باشد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2