Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:یکشنبه 1 مهر 1397-01:05 ب.ظ

کلپتوکراسی

دزد سالاری یا کلپتوکراسی(Kleptocracy)شیوه مدیریتی است که موجب افزایش ثروت فردی و قدرت سیاسی ماموران دولتی و طبقه حاکم می شود.حاکمان در این شیوه خزانه کشور را همانند حساب بانکی خویش می دانند.گاه پروژه ها و طرح هایی که هیچ توجیه منطقی ندارد صرفاً برای واریز کردن پول و منابع مالی به جیب حاکمان تعریف و اجرا می شود.سوزان آکرمن معتقد است در یک نظام کلپتوکراتیک رشوه‌خواری به یک مکانیسم تعادل‌بخش تبدیل می‌شود. یعنی در سطوح مختلف دولت، رشوه‌گیری به عنوان یک شیوه جبران ظلم و بی‌عدالتی توجیه شده و رشوه به عنوان یک جزء بهای تمام‌شده کالاها و خدمات عمومی تلقی می‌شود. به خصوص در فرآیند تشخیص و اخذ عوارض‌های دولتی و مالیات این موضوع به‌شدت رایج است. اشخاص مسوول در رسیدگی و تشخیص میزان و شمول انواع عوارض (گمرک و شهرداری مهم‌ترین دریافت‌کنندگان عوارض هستند) و ماموران مالیاتی وقتی به مکانیسم رشوه عادت کنند این شکل فساد به تمام سطوح بوروکراسی دولت رسوخ خواهد کرد. دومین منشأ اصلی فساد در دولت وجود انحصار است. هر گونه انحصار در دسترسی به منابع محدود یا بهره‌مندی از یک حق امتیازآور نظیر مجوزها، معافیت‌ها، حقوق استثنایی و... از آنجا که موجب ایجاد تبعیض در فضای غیررقابتی می‌شوند می‌توانند مستعد رانت‌جویی باشند. یعنی اشخاص برای بهره‌مندی از دسترسی‌ها و حقوق انحصاری به دنبال منفذ می‌گردند و چنان چه به طریقی در این سیستم بسته نفوذ کنند آن گاه از رانتی بهره‌مند شده‌اند که دیگران از آن محرومند. البته انحصار سیاسی هم می‌تواند منشأ فساد اقتصادی باشد. اگر وفاداری سیاسی یک مولفه مهم برای نزدیکی به قدرت باشد بوروکراسی کلپتوکراتیک ممکن است به سمت نوعی نظام رقابتی کنترل‌شده حرکت ‌کند. یعنی رقابت منصفانه و دسترسی آزاد به منابع، محدود به گروه خاصی از الیت سیاسی می‌شود...... طبیعی است بهره‌مندان از رانت اولاً موضع برتری در چانه‌زنی دارند و می‌توانند خواسته‌های خود را تحمیل کنند و ثانیاً برای تداوم در بهره‌مندی از رانت به رشوه‌دهی روی می‌آورند و نظام کلپتوکراتیک را تقویت می‌کنند. پس انحصار و ارتشا دو منشأ اصلی فساد بوروکراتیک در دولت هستند.دزدسالاری بیشتر در کشورهایی  رخ می دهد که اقتصادشان مبتنی بر استخراج منابع و اقتصاد رانتیمی‌چرخد. این شیوه حکومتی تأثیر بسیار نامطلوبی در اقتصاد سیاسی و حقوق مدنی می‌گذارد و باعث الگو برداری طبقات مختلف اجتماع از روسا و رهبران دزدسالار و سرایت فساد از بالا به  پایین اجتماع نیز می‌شود.از طرفی چون حکومت های دزدسالار با روشهای پول‌شوئی یا سوء استفاده از ثروتهای عمومی یا وجوه حاصل از پرداختهای شهروندان به تکاثر نامشروع ثروت مشغول هستند، در نتیجه باعث نابودی رفاه عمومی و کندی روند توسعه جامعه نیز خواهد شد.در این شیوه حکومتی همیشه منفعت شخص بر منفعت کشور مقدم است."من به سود برسم،گور پدر بقیه"،همین آفتی که الان برخی برای خرید پوشک یا پراید چهل ملیونی به آن دچار هستند.برخی از دیکتاتورها و سران حکومت‌های دزدسالار، بودجه‌های عمومی را به طور پنهانی به حساب‌های بانکی شخصی محرمانه خود در کشورهای بیگانه منتقل می‌کنند تا در صورت از دست دادن قدرت، در خارج از کشور به خوش‌گذرانی‌های خود ادامه دهند.

اختلاس های گسترده،حقوق های نجومی،تابعیت های دوگانه،ژن های خوب و....؛ و چه شباهت عجیبی است بین این روزهای جمهوری اسلامی با کلپتوکراسی!


*اقتباس از:

گونه شناسی نظام های حکومتی و مدیریتی/ شمس السادات زاهدی

فساد و دولت، علت‌ها، پیامدها و اصلاح/سوزان آکرمن/ترجمه منوچهر صبوری

مسئله فساد/ حسین عطاس/ترجمه وحیده صادقی

ویکی پدیا






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:یکشنبه 11 شهریور 1397-09:10 ق.ظ

آخوند درباری

آخوندهای درباری در همه جوامع و مذاهب مختلف وجود داشته و دارند،و علیرغم تضاد ساختگی مذهب و حکومت حتی در جوامع سکولار،در اصل مهره های اصلی همزیستی مصلحت آمیز دین و سیاست در طول تاریخ بوده اند.منحصر به جمهوری اسلامی هم نیست.آخوند درباری موجودی غیر مولد است که انگل وار از شرایط موجود ارتزاق می کند.این موجودات عموماً سربار جامعه و البته مفید و آلت دست حاکمان برای استحمار عوام هستند. وظیفه ذاتی خود را سرپوش نهادن بر مشکلات مردم و توجیه نمودن اشتباهات حاکمیت می دانند.در جمهوری اسلامی هم آخوند درباری حیات خود را در خوردن نان به نرخ روز می داند.مُتلوِّن،بوقلمون صفت و پاچه خوار است.اگر لازم باشد در ده تا ستاد انتخاباتی مختلف می رود و از هر ده تا حمایت می کند،قربة الی الله!دعوت مردم به زهد و تقوا و بهره مندی در آخرت و زجر کشیدن و استقامت در امتحانات الهی این دنیا،سکوت در برابر دنیاطلبی حاکمان دینی،دلیل نیامدن باران را فقط موی دختران می داند و کاری به دروغ حاکمان ندارد،بلغور کردن حرف رهبر،تریبون مفت در اختیار دارد و بیشتر حرف می زند،البته بعضی اوقات هم تبدیل به لیدر گروه فشار می شود،از خود اراده و اختیار و تفکر نداشتن،مقایسه پیغمبر و امام با ولی فقیه به جای مقایسه رهبر با معصومین،جعل حدیث و تحریف تاریخ صدر اسلام برای توجیه سوء مدیریت ها و فسادهای کارگزاران حکومتی،ولی فقیه را غیر پاسخگو و بقیه زیردستان را مقصر دانستن،ولی فقیه را از معصومین و خدا هم برتر می داند،اگر لازم بداند امام علی (ع) هم سانسور می کند ،خود و همکیشان را حق مطلق و بقیه را مستوجب عذاب الهی دانستن،ادای تکلیف الهی در دفاع متعصبانه از هر عمد و سهو ولی فقیه،ولی فقیه را مظلوم و تنها(و عملاً بی عرضه!) و مردم را بی شعور و بی بصیرت دانستن،خر کردن مردم با تفسیر به رأی و تحریف آیه و حدیث،مصلحت بداند هر حلالی را حرام و هر حرامی را حلال می کند و تمام زورش را می زند تا آقا خوشش بیاید و .... از ویژگی های آخوند درباری در جمهوری اسلامی است.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:سه شنبه 6 شهریور 1397-08:40 ق.ظ

خیانت سیستماتیک


حسن روحانی فعالیت سیاسی خود را قبل از انقلاب اسلامی شروع کرده و متأسفانه تا الان همچنان مشغول است.سال58 که لیسانس حقوق داشته به دروغ خود را دکتر معرفی کرده و در لیست انتخاباتی اولین دوره مجلس در جمهوری اسلامی قرار می گیرد!جالب این جاست که سران مملکت هم دانسته یا ندانسته ایشان را دکتر خطاب می کردند.مثل هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست مجلس و ....
تصویر مرتبط
طنز ماجرا اینجاست که طبق اسناد مجلس، دو دوره بعد که روحانی مجدداً نماینده مجلس می شود با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد ثبت نام کرده،اما به لطف چرخش روزگار و علاقمندی به علم و دانش!ایشان مجدداً برای اخذ مدرک ارشد و دکتری حقوق از اسکاتلند  بریتانیای کبیر اقدام می کند.نهایتاً از سال 69 تا 78 تحصیل شبانه روزی ایشان برای گرفتن مدرک ارشد و دکتری ادامه پیدا می کند و طی این نُه سال ایشان به دلیل نبوغ و توانمندی های منحصر به فرد خود هم زمان نماینده مجلس،نایب رئیس مجلس،دبیر شورای امنیت ملی،نماینده مجلس خبرگان و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هم بوده اند!این که ایشان برای قبولی در مقطع فوق لیسانس آزمون ورودی داده،آیا حضور فیزیکی سر کلاس درس داشته و این که با این همه مشاغل خطیر مملکتی چگونه فرصت مطالعه دروس سنگین ارشد و دکتری داشته و آیا ادامه تحصیل ایشان طبق روال قانونی صورت گرفته و آیا این فرایند برای همه جوانان علاقمند به ادامه تحصیل در کشور فراهم است یا خیر؟  را تا کنون نه رئیس جمهور حقوقدان و نه نهاد ریاست جمهوری یا یک نفر از دولت راستگویان به صورت شفاف پاسخ نداده است!آقای روحانی تا کنون سابقه پنج دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی و سه دوره نمایندگی مجلس خبرگان را در رزومه خود دارد.همه می دانند که از شروط نمایندگی خبرگان اجتهاد است و این که آیا ایشان مجتهد هستند یا نه به دلیل مدت کم تحصیل در حوزه،محل تأمل است!همچنین تا کنون چندین مرحله توسط افراد مختلف اصالت مدرک دکترای ایشان و اتهام سرقت علمی به جناب روحانی وارد شده و منتقدین پاسخی از رییس جمهور دریافت نکرده اند.آخرین نمونه آن اعتراض و شکایت آیت الله کلانتری (مجتهد و دیگر نماینده مجلس خبرگان) مبنی بر سرقت علمی حسن روحانی بود که جواب مشخص و متقنی به این شکایت داده نشد.جالبه،نه؟یک مجتهد،یک مجتهد دیگر را به تقلب و سرقت علمی متهم کرده و هر دو الان در مجلس خبرگان رهبری تشریف دارند.خوش به حال مردم که چنین خبرگانی دارند! و درست در همان ایام طرح این موضوع از سوی کلانتری علیه روحانی،رهبری در مراسم تنفیذ از حسن روحانی با عنوان دانشمند خطاب می کند!واقعاً اینجا چه خبر است؟! چه کسی راست می گوید؟ تکلیف مردم چیست؟
از طرفی سه سال پیش حسن عباسی اسنادی منتشر کرد مبنی بر ارتباط حسن روحانی با مأموران اسرائیلی و آمریکایی در سال 65 که طی آن خواهان فشار بر امام خمینی و متوقف کردن جریان انقلاب توسط آمریکا و اسرائیل بوده است.حسن روحانی و نهاد ریاست جمهوری اصل ماجرا را تکذیب نکردند.از حسن عباسی شکایت کردند اما عباسی تبرئه شد.معنی و مفهومش این است که ادعای عباسی درست بوده و حسن روحانی در سال 65 با خواهش و تمنا از آمریکا و اسرائیل خواهان نابودی انقلاب و جمهوری اسلامی بوده است.(باز هم جالبه،نه؟ هم شاکی و هم مجرم هر دو راست راست در جامعه می گردند و انگار نه انگار!) 
و اما چند سوال:
1- آیا سران مملکتی (رهبر،رئیس جمهور،رئیس مجلس) و دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی از این قضایا با خبر بوده اند یا نه؟
2- آیا اقدامی جهت جلوگیری  از این روند مسموم  که طی چهل سال گذشته  در عالیترین سطوح مدیریتی کشور رخ داده،صورت گرفته یا نه؟
3- وقتی برای استخدام یک جوان در یک اداره معمولی از کفن مرد و زن و آدرس هفت جد و آباد و همسایه اش پرس و جو می کنند،چرا در خصوص مدیران کلان کشور چنین رفتار شده است؟پس کجا هستند نهادهای امنیتی، نظارتی و گزینشی؟
4- آیا می توان به تئوری توطئه استناد کرد که:انگلیس از نیم قرن پیش امثال حسن روحانی را در آب نمک خیسانده تا امروز که تابعیت انگلیسی روحانی نیز مشخص شده،بهره برداری خود را به نحو احسن انجام دهد؟پاسخ کسانی که می گویند روحانی جاسوس انگلیس است چیست؟مردم عادی چه حسی خواهند داشت وقتی بدانند رئیس جمهورشان جاسوس دشمنانشان است؟!
5- و آیا این اقدام احتمالی انگلیس با همکاری مهره های داخلی و اطلاع سران جمهوری اسلامی بوده یا مستقل از سران جمهوری اسلامی انجام شده است؟
6 -یعنی حسن روحانی توانسته چهل سال همه مملکت از رهبر تا مردم کوچه بازار را فریب دهد و کسی متوجه نشده یا قضیه چیز دیگریست؟!
7 - آیا این سوال به ذهن خطور نمی کند که نکند همگی سران در این فجایع مدیریتی سهیم هستند و به روی مبارک خود نمی آورند؟
8- چه کسی یا کسانی مسئول این همه دروغ،فساد و خیانت سیستماتیک است؟و آیا حاضرند اشتباهات خود را بپذیرند؟آیا هزینه های جبران ناپذیر این همه سوء مدیریت که بر کشور تحمیل شده تاکنون محاسبه و محاکمه شده است؟
9- احتمال دارد مشابه قضیه سوابق حسن روحانی برای سایر سران مملکت هم وجود داشته باشد؟
10- اساساً در کشور ما  آیا مرجع و مرکزی برای رسیدگی به این قبیل فسادهای حاکمیتی وجود دارد؟ 
11 - وقتی سران مملکت که باید الگوی درست کاری،صداقت و قانون مندی باشند،این گونه اند چه توقعی از مردم می توان داشت؟
12 - با این شرایط چگونه می توان به رهبران جمهوری اسلامی اعتماد داشت؟
بنده معتقدم این قبیل خطاهای راهبردی مدیریتی دو حالت دارد:یا خوش بینانه بگوییم که سهوی و ناشی از ناآگاهی است که بی کفایتی حاکمان را ثابت می کند.اما سریع این سوال پیش می آید که:آخه چند بار و چند سال یک اشتباه باید تکرار شود؟؛یا ناشی از تعمد و  شیطنت است که نیرنگ و خیانت حاکمیت را آشکار می کند! و متأسفانه هر دو صورت نشانه یک فاجعه ساختاری در تار و پود تصمیم گیری رهبران کشور است.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:شنبه 3 شهریور 1397-11:16 ق.ظ

چرا کک کسی نمی گزد!؟

دیپلماسی منفعل ما خسارت محض برجام را بر کشور تحمیل کرده،بی تدبیری دولت کذاب قیمت ارز و سکه را به طور بی سابقه ای افزایش داده،قیمت همه کالاهای ضروری و معیشتی مردم ساعت به ساعت بالا می رود و سفره مردم مرتباً کوچکتر می شود،خشم و اعتراضات اجتماعی  نسبت به وقایع روز جامعه لحظه به لحظه بیشتر می شود،اکثریت جامعه زیر بار تورم و گرانی کمرشکن دست و پا می زنند تا فقط زنده بمانند و همه آمال و آرزوهای خود و آینده فرزندان را مبهم و تاریک می بینند......از طرفی گسترش فاصله طبقاتی و تبعیض اجتماعی آزار دهنده بین زندگی عامه مردم با زندگی لاکچری ژن های خوب و حقوق های نجومی برخی مسئولان و آمارهای فزاینده اختلاس گران حرامخوار را مردم هر روزه می شنوند و می بینند.آن وقت حتی یک مسئول پیدا نمی شود که از شرایط به وجود آمده نسبت به مردم احساس مسئولیت کند،احساس شرمندگی کند،استعفا دهد یا حتی عذرخواهی خشک و خالی کند!نمی دانم چرا در کشورهایی که به خدا و پیغمبر اعتقاد ندارند اگر اشتباه سهوی صورت بگیرد مسئولانشان از شدت عذاب وجدان خودکشی می کنند اما اینجا هیچ خبری نیست؟!

به سان نظام ارباب رعیتی چند قرن پیش همگی حاکمان جمهوری (غیر) اسلامی، از موضع بالا و طلبکارانه با توده مردم سخن می رانند.رئیس بانک مرکزی با همه خطاهایش در ایجاد بازار آشفته ارز، با لبخند تغییر مدیریت می دهد تا کنار خانواده و احتمالاً خارج از کشور دوران پس از مدیریتی نکبت بار خود را سپری کند! رئیس جمهور تبعه انگلیسی با چهره ای مزورانه و غضب آلود در تلوزیون با مردم طلبکارانه صحبت می کند،فلان وزیر مولتی ملیاردر با وقاحت تمام می گوید مردم اگر ندارند چرا چاق می شوند؟! وزیر دیگری پرداخت یارانه را مصیبت عظمی می داند، دیگر مسئولان هم جور دیگری بر زخم مردم نمک می پاشند! و مانده ام حیران که چرا کک کسی نمی گزد؟ چرا کلاس هیچ مرجعی تعطیل نمی شود؟ چرا کسی کفن نمی پوشد؟ به والله قسم! خدائی هست،قیامتی هست،بالاخره حساب و کتابی هم هست.و این همه ظلم و اجحاف دوام نمی آورد.و ان شاالله روزی همه مسببین ظلم و جور و تضییع حقوق الناس باید تاوان این همه بی تدبیری و خیانت را بپردازند.
و تعجب می کنم،وقتی برای امور جزئی تری مثل عفو یک مجرم زندانی یا لغو رد صلاحیت یک کاندیدای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان یا.... حکم حکومتی اِعمال می شود؛چرا در قبال این همه معضل و مصیبت اقتصادی که معیشت اکثریت جامعه را به مخاطره انداخته خبری از حکم حکومتی نیست؟!چرا  یک مفسد اقتصادی یا محتکر و اختلاس گری که خون مردم را در شیشه کرده طبق حکم حکومتی محاکمه نمی شود؟پس این همه تأکید بر اقتصاد چه مفهومی دارد؟!اگر حاکمان جمهوری(غیر) اسلامی معتقدند که اسلام را در این مملکت نکبت زده پیاده می کنند، بدانند که رسول خدا(ص) صراحتاً فرموده:الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.حکومت ها با کفر باقی می مانند اما با ظلم،نه.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:چهارشنبه 31 مرداد 1397-09:11 ب.ظ

درود بر انگلیس!

راستش بنا به دلایلی،دیگر قصد ندارم مرگ بر انگلیس بگویم.من معتقدم انگلیسی ها ویژگی هایی دارند که اتفاقاً قابل ستایش هم هستند.به لحاظ رفتارشناسی انگلیسی ها افرادی صبور، پرحوصله،با پشتکار زیاد،برنامه ریز و«آن تایم» هستند،قدر زمان را به خوبی می دانند و فرصت ها را از دست نمی دهند.انگلیسی ها در رفتار فردی و اجتماعی خود به صورت خودکار پیرو استراتژی:شناخت،بررسی امکانات و اقدام مؤثر هستند.یعنی از کودکی اینجوری بار می آیند.یک انگلیسی اگر یک ساعت با شما صحبت کند آرامش دارد و کمتر عصبانی می شود.اگر در قطار یا هواپیما با یک انگلیسی همسفر شوید اگر صحبت خاصی با هم نداشته باشید سریع کتاب یا روزنامه اش در می آورد و مشغول مطالعه می شود،وقتش را هدر نمی دهد.انگلیسی ها البته متکبر و بسیار مغرور به تاریخ و سنت های خود هستند.مثلاً:آنها این توانایی را دارند که از «اسطبل اسب ریچارد شیردل»از فرماندهان جنگهای صلیبی علیه مسلمانان که سه هزار اسیر مسلمان را در حضور صلاح الدین ایوبی گردن زد،یا آدامس دهنی دور انداخته شده مربی منچستریونایتد که در یک حراجی ششصدهزار دلار قیمت گذاری شده،استفاده گردشگری و جذب توریست داشته باشند و حتی از توریست ها هنگام بازدید اسطبل امضاء بگیرند.مقایسه کنید با اماکن عظیمِ تاریخی یا تفرجگاه های طبیعی و بی نظیر ایران که اطرافش شبیه زباله دانی است و سرویس بهداشتی تمیز هم ندارد! ....تاریخ و فلسفه علم غرب به شدت مدیون دانشمندان بزرگ انگلیسی است.انقلاب صنعتی که غرب را مدرنیزه کرد از انگلیس شروع شد.انگلیس است که سایر ممالک دنیا را مجبور کرده تا زبان بین المللی، «زبان انگلیسی» باشد.انگلیس را دست کم نگیرید.آیا می دانستید بهره بانکی در انگلیس حداکثر 2% است و در بانکداری بدون ربا و اسلامی ما 40% ؟!! انصافاً انگلیس با این ویژگی ها شایسته تقدیر نیست؟ در چهل سال اخیر یک اختلاس بانکی در انگلیس گزارش نشده اما در مملکت اسلامی ما....! در طول تاریخ هم، سیاست های انگلیسی  پشتوانه ارزشمندی برای انگلیسی ها بوده.سیاستهای انگلیسی در عرصه بین المللی نیز ویژگی های منحصر به فردی دارد، اکثراً دیربازده ولی قرص و محکم هستند.در دیپلماسی لبخند و با پنبه سربریدن، سرآمد روزگارند.انگلیسی ها اغلب موارد پشت پرده قضایا هستند،کمتر آفتابی می شوند. برعکس رهبران آمریکا،فرانسه و اسرائیل اهل سرو صدا و هارت و پورت نیستند. انگلیس هرجا که پایش باز شود دیگر امکان ندارد خارج شود.شاید برای عوام فریبی ابراز ناراحتی کنند و بگویند ما رفتیم،اما مطمئن باشید به صورت کامل خارج نمی شوند تا با همان صبر و حوصله زیادشان به خواسته هایشان برسند.انگلیسی ها با استناد به سیاست سنتی تفرقه بینداز و حکومت کن، متخصص ایجاد،تأسیس و البته به فراخور شرایط، انهدام تدریجی هر آن چه دوست ندارند هستند.چهارصد سال پیش یک مشت انگلیسی اخراجی و تبعیدی آمریکا را تأسیس کردند.انگلیسی ها دویست سال پیش وهابیت و آل سعود را به وجود آوردند.هم زمان افغانستان و بخشی از پاکستان را از ایران جدا کردند.صدو هفتاد سال پیش بابیت و بهائیت را مدیریت کردند.در همان موقع ابتدا به صورت تفننی و از طریق هند تریاک را وارد ایران کردند. انگلیس با آن  جثه کوچک  جغرافیایی، در همان ایام چین با آن وسعت و جمعیت زیاد را نیز با تریاک شکست داد.انگلیس آنقدر پتانسیل دارد که هنوز هم مناطقی در سراسر دنیا را در مستعمره خود داشته باشد.در حال حاضرشخص اول کشور بزرگ کانادا با امضای ملکه انگلیس اجازه حکومت دارد.منطقه برمودای آمریکای مرکزی هنوز تحت سلطه انگلیس است.همین طور استرالیا و..... فقط انگلیس است که حدود شصت کشور جهان را مستعمره خود کرده باشد.صد سال قبل از مشروطیت در حالی که ایرانی ها را بدوی و وحشی خطاب می کردند، با جستجوی طاقت فرسا در بیابان های کویری ایران دنبال راه نفوذ به هندوستان بودند.نفت ایران را انگلیسی ها کشف کردند.صدو ده سال پیش مشروطه را وارد ایران کردند و پنج سال بعد هم خودشان با ترور و دارزدن علمای ایران، مشروطه را نابود کردند.طومار قاجار را انگلیسی ها در هم پیچیدند و بعد پهلوی را خلق کردند. متخصص تاریخ سازی و حکومت سازی در دنیا هستند.حدود هفتاد سال پیش اسرائیل را تأسیس کردند.شصت وپنج سال پیش با کودتا،دولت ایران را ساقط کردند.چهل و هشت سال پیش بحرین را از ایران جدا کردند.سی و سه سال پیش از منافقین خلق حمایت کردند و در جنگ تحمیلی دربست حامی صدام بودند.مالک شبکه فارسی وان چندسال پیش اعلام کرد تا ده سال دیگر فرهنگ مردم ایران را تغییر می دهم،و تا حدود زیادی موفق هم بوده.هشت سال پیش هم با کمک آمریکا داعش را به وجود آوردند.نه سال پیش هم  مانند دوره مشروطه، سفارت خود را در خدمت فتنه گران انتخابات88 قرار دادند. و جالب اینکه دوماه بعد از انتخابات 88،در حالی که نوچه های داخلی انگلیس مشغول بیانیه دادن و شکستن و آتش زدن مسجد و مغازه ها و اتوبوسهای شهرداری بودند، یکی از سیاستمدارانشان اعلام کرد:«بحث تقلب در انتخابات ایران حرف مضحکی است.»هرچند همه این هایی که برشمردم گوشه ای از توانمندی انگلیسی هاست که واقعاً قابل توجه هستند اما بخش عمده موفقیت انگلیسی ها به وادادگی وابستگان داخلی آنها مربوط می شود.به نظر من همین موضوع  که انگلیس در یک کشوری این همه سابقه خیانت و داشته باشد و تاکنون برای هیچ کدامش یک عذرخواهی خشک و خالی هم نکرده، اما رییس جمهور و برخی دیگر ازمسئولان جمهوری اسلامی تابعیت انگلیسی داشته باشند،ناشی از دیپلماسی موفق انگلیسی ها و البته مهارت های فوق العاده اجتماعی و فرهنگی آنهاست.

Image result for ‫تابعیت انگلیسی روحانی‬‎

انگلیس از نظر اقلیمی هم حال و هوای خاصی دارد.هرکسی مدتی در آن کشور زندگی کرده باشد،به شدت نمک گیر انگلیس می شود.انگلیسی ها چنان مهمانان خود را با مهارت شستشوی مغزی می دهند که طرف هویت فریدونی خودش را هم فراموش می کند.من که دیگر دوست ندارم بگویم مرگ بر انگلیس. چرا درود نگویم؟من یکی باور نمی کنم انگلیسی ها آنقدر که در گوش ما خوانده اند خبیث و بد ذات باشند.آیا تا به حال دید ه اید در انگلیس علیه ما راه پیمایی کنند و مرگ بر ایران بگویند؟!من دیگر مرگ بر انگلیس نمی گویم،چون وقتی من و امثال من طوری تربیت شده بودیم که در راه پیمایی روز قدس و بیست ودوم بهمن و بعد از تکبیر نمازهای جمعه و جماعت حتماً مرگ برآمریکا و مرگ بر انگلیس بگوییم تا  تبری از دشمن را انجام داده باشیم،رئیس جمهور انقلابی ایران،2500نفر را با پارتی بازی و پول بیت المال جمهموری اسلامی فرستاد انگلیس تا دکتری بگیرند و بعدها هسته اصلی فتنه 78 و 88 را تشکیل بدهند.(جامعه شناسی جنبشهای اجتماعی،حمیدرضا جلائی پور،ص 227) یا به عنوان نماینده مجلس هم پیاله فتنه گران باشند و جاده صاف کن انگلیس.من هم اگر نون و نمک انگلیسی ها را خورده باشم،دور از مروت و انصاف میدانم که نمکدان را بشکنم.بالاخره انگلیس که بدون دلیل دشمنان شماره یک خود که شب و روز مرگ بر انگلیس می گفتند را به عنوان بورس تحصیلی قبول نمی کند.می کند؟یعنی آنها اینقدر کودن هستند که  بودجه انگلیس  را صرف آموزش دشمنانشان آن هم به ویژه در حوزه علوم انسانی کنند؟؟!! من دیگر مرگ بر انگلیس نمی گویم وقتی که بدانم دختر همان رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص مصلحت این نظام بی در و پیکر،مستقیماً با شورای بریتانیا(British Council) رابطه برقرار کرده.شورایی که هنگام انقلاب اسلامی تعطیل شد اما در دوره اصلاحات مجدداً راه اندازی شد.شورایی که  زیر نظر وزارت خارجه انگلیس است و هدف خود را برقراری همکاری مشترک پایدار بین ایران و انگلیس در زمینه آموزشی و فرهنگی بر می شمرد.(homadaily.ir/?p=1073)من دیگر مرگ بر انگلیس نمی گویم وقتی که بفهمم رئیس جمهور اصلاحات،افراطیون دوم خردادی و تحکیم وحدت را بورس انگلیس کرده است.من دیگر مرگ بر انگلیس نمی گویم وقتی که بفهمم 4000 نفر از آقازاده های این مملکت در انگلیس مشغول تحصیل هستند.انگلیسی ها قدر مهمانان خود را خوب می دانند.جوری آنها را تربیت می کنند تا روز مبادا به درد بخورند.وقتی که بفهمم رئیس جمهور،فلان نماینده مجلس یا عضو تیم مذاکره هسته ای تابعیت انگلیسی دارند، چرا احمق هایی مثل من باید در راه پیمایی ها مرگ نثار انگلیس کنم؟ اگر انگلیس واقعاً بد است و سزاوار مرگ، چرا کعبه آمال برخی از حضرات مسئول و آقازاده هایشان است؟!چقدر زشت و افتضاح است که آمریکا و انگلیس را دشمن اصلی بنامیم و توده مردم را به مرگ گفتن مشغول کنیم،اما اکثر رجال مملکت نمک گیر همان دشمنان باشند!!واقعاً  وقیح و تهوع آور است...از غرور ذاتی انگلیسی ها خوشم می آید که تاکنون هیچ معذرت خواهی بابت آن همه خیانت علیه اسلام و مسلمانان و ایرانی ها ابراز نکرده اند اما الآن که  هنوز برجام آبکی را بر ما تحمیل نکرده بودند و برای بازگشایی سفارت خود با هیأت های سیاسی و اقتصادی با دولت مردان با ما می گویند و می خندند،تقاضای غرامت کرده اند که چرا چند سال پیش سفارتشان که نقش کلیدی در آشوبهای ایران داشته،تعطیل شده است؟و متأسفانه این در حالی است که رئیس جمهور ذلیل و دیپلماسی مرعوب ما مرتب به مردم می گوید: «نباید در گذشته ماند»!!دم دولتمردان با غیرت و متعصب انگلیسی گرم که در گذشته خود حسابی مانده اند و ذره ای از دشمنی ذاتی خود با ایرانی ها کم نکرده و هنوز هم از موضع بالا با ما سخن می گویند.اما دولتمردان خوش غیرت و انقلابی ما جرأت ندارند نازک تر از گل به آنها بگویند یا حتی یکی از خیانتهای تاریخی انگلیس علیه ایران را به رخشان بکشند.دم انگلیس گرم که هنوز اصل توافقنامه امضاء نشده سفارت خود را افتتاح کرد و اینقدر در دولت راستگویان نفوذ دارد که مجوز فعالیت بی بی سی را هم بگیرد.و من اصلاً تعجب نمی کنم از وزارت ارشاد که روزنامه منتقدان دولت را تعطیل کند اما به بی بی سی اجازه فعالیت دهد!! یعنی خطر منتقدان داخلی از رسانه انگلیس بیشتر است؟و تعجب نمی کنم که معترضین بازگشایی سفارت انگلیس با باتوم و کتک کاری دولت تدبیر مواجهه شوند،چون می بینم رئیس جمهور،رئیس مجمع،برخی اعضاء تیم هسته ای،برخی نمایندگان مجلس و برخی از مسئولان سابق و اسبق جمهوری اسلامی نمک گیر انگلیس و آمریکا هستند.دلواپسان رابطه با انگلیس بدانند که اگر چشمشان را بر آن همه جنایت و خیانت انگلیسی ها ببندند،انگلیسی ها این خوش خدمتی ها را ناشی از ترس و حماقت ایرانی ها می دانند نه دیپلماسی چندجانبه!همانطور که تاریخ ثبت کرده و بارها ایرانی ها را تحقیر کرده اند،دلخوش نباشیم که دوباره تحقیر شویم.مسئولان جمهوری اسلامی دلباخته انگلیس بدانند که ،بیشتر از رضاشاه یا پسرش یا حتی مصدق که از طرف انگلیسی ها مدتی والی فارس شد و نشان رسمی دولت بریتانیا دریافت کرد،مورد وثوق انگلیسی ها نبوده و نیستند اما تاریخ گواه است که انگلیس و آمریکا چه بلایی برسر نوکران سرسپرده خود آورده اند.تازه حضرات قجری و پهلوی هیچوقت نه شرقی نه غربی و مرگ بر آمریکا یا مرگ بر انگلیس هم نگفته بودند.

راستش این روزها من هم به شدت علاقمند شده ام که به انگلیس مهاجرت و اقامت بگیرم.احتمالا خوش می گذرد....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:پنجشنبه 25 مرداد 1397-12:47 ب.ظ

جناح های سیاسی

اصول گرا از اصلاح طلب بدتر،

اصلاح طلب از اصول گرا بدتر،
کارگزاران و اعتدال از هر دو فاسد تر.

تصویر مرتبط


پ.ن: همه سروته یه کرباسند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:پنجشنبه 11 مرداد 1397-10:05 ق.ظ

زمستان جمهوری اسلامی!



برخی مورخین و اندیشمندان اجتماعی تطورگرا (Evolutionists)مانند:ابن خلدون،توین بی،اشپنگلر برای تمدن ها و حکومت ها دوره های مشخصی تعیین کرده اند که پس از طی این مراحل،عمر جوامع قبلی تمام شده و جوامع جدید، حیات خود را شروع می کنند.و این چرخه اجباراًتکرار خواهد شد.
مثلاً ابن خلدون عمر حکومت ها را شامل پنج مرحله می داند: 1- پیروزی 2- تسلط و خودکامگی 3- تثبیت و آرامش حاکمان 4- خرسندی و مسالمت جویی حاکمان با دیگر گروه ها 5- اسراف،خوشگذرانی و فساد حاکمان که نهایتاً به نابودی حکومت منجر می شود.
اشپنگلر هم ضمن مقایسه تمدنها با سیر طبیعی زندگی انسان،عمر تمدنها را شامل تولد،بلوغ،جوانی،پیری و انحطاط می داند.و برای جوامع تعابیر بهار،تابستان،پاییز و زمستان به کار می برد.یعنی زمستان هر تمدنی مقدمه ایست برای تولد تمدنی جدید.

 
شاخص
 دهه 60 دهه 90
 
اعتماد به حکومت
 خیلی زیاد خیلی کم
 
انسجام ملی
 زیاد کم
 
علاقمندی به دین
 خیلی زیاد خیلی کم
 
کاریزماتیک رهبری
 خیلی زیاد خیلی کم
 
قدرت خرید مردم
 متوسط خیلی کم
 
نارضایتی عمومی از وضع موجود
 خیلی کم خیلی زیاد

با توجه به فساد گسترده و سیستماتیک نظام مالی اقتصادی و نابرابری اجتماعی،وضعیت فعلی جمهوری اسلامی طبق نظر ابن خلدون در مرحله نهایی یعنی خوشگذرانی و فساد حاکمان قرار دارد و مفهومش این است که جمهوری اسلامی در معرض فروپاشی قرار دارد!این روزها اخبار ناخوشایندی از دوست و دشمن راجع به ایران شنیده می شود.شاید جنگ جهانی نهایی رخ دهد! بر خلاف ادعای حاکمان ایران،به زعم بنده جمهوری اسلامی در دهه چهارم خود ضعیف ترین وضعیت ممکن نسبت به سه دهه قبل را دارد.هر چندنفوذ ایران در منطقه و توان دفاعی ایران بسیار قدرتنمدتر از دهه 60 است،اما جمهوری اسلامی دیگر آن پشتوانه مردمی که باعث اعتماد به حکومت و انسجام ملی بشود را ندارد.جمهوری اسلامی طی چهل سال توانست به زحمت موشک به دست آورد اما سرمایه اجتماعی را به راحتی از دست داد.اگر کشوری سرشار از ثروت و امکانات باشد اما اقبال مردمی نداشته باشد،محکوم به فناست.نابودی سرمایه اجتماعی،دیپلماسی منفعلانه در شش سال اخیر که منجر به انعقاد قراردادهای ننگین تر از ترکمانچای شده،تشدید تحریم ها پس از برجام نافرجام،تعطیلی چند ماهه سفارتخانه ایران در کشورهای مهمی مثل چین و هند،پیشنهادهای ذلیلانه نفت مقابل غذا از طرف روسیه و یا نفت مقابل چای از طرف کشور ضعیفی چون سریلانکا!تهدیدات کوچکترین کشور آفریقایی(جیبوتی)،اهانت های شرم آور امارات،خیانتهای متعدد عربستان به خصوص در قبال شهدای منا،فلج شدن اقتصاد،گرانی های لحظه ای و کمرشکن،نارضایتی عمومی از حکومت،افزایش بی رویه مهاجرت و خرید ملک در کشورهای آسیای میانه،گرجستان و ترکیه توسط باسواد،بی سواد، کارگر،کارمند،استاد و مدیر ایرانی که دیگر از حالت مهاجرت فراتر رفته و جنبه فرار از ایران به خود گرفته،راه اندازی کمپین در شبکه های اجتماعی مبنی بر التماس از ترامپ جهت نجات ایران،و.... که عمدتاً به سوء مدیریت و خیانت رهبران ما برمی گردد تا توطئه آمریکا و اسرائیل؛همگی نشانه هایی است دال بر صحت همان اخبار ناخوشایند فوق الذکر، که ممکن است آشوب ها و بحران هایی بدتر از 88 را ایجاد کند.احتمالاً حاکمان بی کفایت جمهوری اسلامی فهمیده اند که حنای درو غ هایی مانند:«شرایط حساس کنونی»و«پیچ مهم تاریخی» دیگر رنگی ندارد.ضمناً سیاست سرکوب و مشت آهنین در قبال اعتراضات مردمی هم نتیجه عکس خواهد داشت.

با همه این اوصاف ناامید کننده معتقدم هنوز هم می توان ایران را از شرایط نکبت بار کنونی نجات داد به شرط این که مردم  در تصمیم گیری های مهم سیاسی شناخت و بلوغ عقلانی را بر هیجانات و احساسات مقطعی ترجیح دهند،حاکمیت اشتباهات خود را بپذیرد،حاکمان متخلف از صدر تا ذیل مجازات شوند،و اصلاحات ساختاری در رفع افتضاحات ایجاد شده صورت بگیرد؛وگرنه خیلی زود، دیر می شود.

شاید برخی منتقدان،دیدگاه جبر تاریخی را قبول نداشته باشند اما بر اساس نظریه اشپنگلر ظاهر ماجرا حکایت از فرارسیدن زمستان جمهوری اسلامی دارد! حکومتی که طی چهار دهه در ظاهر داعیه دار دین،اخلاق و فرهنگ نشان داده؛ اما نتوانسته بدیهی ترین زیرساخت های یک تمدن را برای شهروندانش فراهم کند!

راستی؛خدا هم با کسی یا حکومتی عقد اخوت نبسته و صراحتاً فرموده:اِن تَنصُرُالله یَنصُرکُم...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:شنبه 30 تیر 1397-09:09 ق.ظ

امیر کبیر سازی

بعضی مواقع هیجانات سیاسی از مدار حقیقت و عقلانیت خارج شده و مسبب گمراهی مخاطب می شود.مخصوصاً وقتی که اینجور هیجانات عامدانه جهت دهی شود.یکی از مصادیق این موضوع پروژه امیرکبیر سازی در جمهوری اسلامی است!اولین بار در دهه هفتاد همزمان با ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی این پروژه توسط بادمجان دور قاب چین هایی که حتی اعلام کردند:قانون اساسی تغییر کند تا هاشمی رفسنجانی یک دوره دیگر(سه دوره)رئیس جمهور باقی بماند؛صورت گرفت.استدلالشان هم این بود که هاشمی مانند امیرکبیر شخصیتی بزرگ و استثنایی است و منشاء خدمات ارزنده ای در کشور است لذا اشکالی ندارد قانون اساسی تغییر کند و....بیست سال بعد در جریان معاهده ننگین برجام، مجدداً پروژه امیرکبیر سازی استارت زده شد.این بار وزیر امور خارجه - ظریف - را شال و کلاه قجری پوشاندند و او را امیرکبیر جا زدند.(فعلاً کاری به ارزنده بودن یا نبودن عملکرد هاشمی یا حقارت ها و مصیبت هایی که برجام بر سر کشورمان آورده ندارم که صاحب نظران در این باره مفصل گفته و نوشته اند) 

نتیجه تصویری برای امیرکبیر برجام
اگر کسی چند صفحه از زندگینامه و مشی سیاسی امیرکبیر را خوانده باشد متوجه می شود که هیچ تناسب و تشابهی بین هاشمی و ظریف با شهید امیرکبیر(به نقل از امام خمینی؛رک:سید علی قادری،خمینی روح الله) وجود ندارد.و این مقایسه اساساً قیاس مع الفارق است.
روحیه دلسوزی،صداقت رفتار،خدمت گزاری،مردمی بودن،پرهیز جدی از عناوین و القاب،مقابله با رانت خواری و فامیل بازی،توجه به توسعه ایران با تکیه به داشته های ایرانی،شرافت و غیرت،مناعت طبع و اقتدار مقابل زیاده خواهی بیگانگان،تحقیر فرستادگان روسیه کبیر و .... امیرکبیر کجا ؛خیانت و دیاثت سیاسی این آقایان کجا؟
بنده معتقدم این شارلاتان های سیاسی هدفی جز توهین به شخصیت بزرگی مثل امیرکبیر،تحریف تاریخ و گول زدن عوام الناس ندارند و تمام تلاششان این است که از آب گل آلود سیاسی ماهی های خود را صید کنند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاست 



  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3