Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:شنبه 16 تیر 1397-10:53 ق.ظ

شیخ و تخت

نتیجه تصویری برای در دیاری که شیخ بر تخت است
ربّنا اَخرِجنا مِن هذِه القَریه الظّالِم(سوره نسا-75)
خدایا! ما را از این دیار ظلم خارج کن.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:شنبه 2 تیر 1397-12:36 ب.ظ

هتل علمیه!

 یکم: افتتاح مدرسه علمیه آیت الله خوانساری در قم(مجلل ترین حوزه علمیه جهان!!)



تف بر جماعت نیرنگ بازی که سالهاست با قال صادق و قال باقر زندگی را بر عوام الناس بدبخت زیر خط فقر، تلخ و سخت گرفته و به دروغ مردم را به زهد و قناعت دنیا و عیش در آخرت حواله داده اند.آن وقت به اسم دین،چنین حریصانه به دنیا چسبیده اند!
امیدوارم در این هتل علمیه،آخوند انگلیسی تربیت نشود!

********

 دوم: مدرسه روستای قلعه گنج کرمان


 سوم:
 من اگر می خواستم،می توانستم از عسل پاک و مغز گندم و بافته های ابریشم برای خود غذا و لباس فراهم آورم،اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وادارد که طعامهای لذیذ برگزینم،در حالی که در حجاز یا یمامه کسی باشد که به قرص نانی نرسد و یا هرگز شکمی سیر نخورد،یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته وجود داشته باشد.... آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمؤمنین خوانند و در تلخی های روزگار با مردم شریک نباشم و در سختی های زندگی الگوی آنان نگردم؟آفریده نشده ام که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد،چونان حیوان پرواری که تمام همت او علف و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پرکردن شکم بوده و از آینده او بی خبر است.(نامه حضرت علی (ع) به والی بصره،نهج البلاغه نامه 45،ترجمه دشتی)

چهارم:
به رغم آنکه همیشه در اسناد بالادستی و گفته های مسئولان، رسیدگی به مشکلات نیازمندان و تحقق عدالت فضایی حتی در دورترین نقاط کشور مورد تأکید قرار گرفته است، بررسی ها نشان می دهد هنوز در این مسیر کاستی های فراوانی وجود دارد و هستند مردمانی که شب و روزشان به سختی می گذرد و مسئولان سراغی از آنان نمی گیرند. مثل ده ها هزار کَپَرنشینی که در شهرستان رودبار جنوب به کلی از یادها رفته اند و حتی کسی جویای حالشان نیز نمی شود......جاده خاکی و با دست اندازهای فراوان از یک سو و گرد و خاکی اطراف ماشین را گرفته است، از سوی دیگر سفر را با سختی رو به رو می کند. آرام آرام و به ترتیب روستاهایی در اطراف جاده دیده می شوند که عمدتاً با کپر ساخته شده اند و تعجب می کنیم از این همه محرومیتی که می بینیم.
روستاهایی که از آن ها سخن می گوییم نه تنها مسیر دسترسی مناسب ندارند، حتی تابلویی ندارند که رهگذران بتوانند بر اساس آن از موقعیت جغرافیایی منطقه، مسیر پیش رو و فضایی که در آن قرار دارند آگاه شوند؛ روستاهایی مثل چاه ابراهیم، میل فرهاد، نمداد، پتکی، کنارک و… که عمده خانه های آنها از کپر است و در میان خشکی مفرط منطقه، از کوچک ترین امکانات رفاهی هم بهره مند نیستند.
در این منطقه صحبت از گاز شهری، آب شرب لوله کشی شده، سیستم گرمایشی و حتی سرویس های بهداشتی برای اهالی یک آرزوی بزرگ است که تصور نمی شود با این رویکردی که مسئولان به این منطقه دارند، ده ها سال دیگر هم تحقق پیدا کند. آنقدر این منطقه از کشور محروم و نا شناخته است و مردمش در فقر و محرومیت زندگی می کنند که حتی یافتن موقعیت جغرافیایی آنها از طریق امکان های جدیدی مثل نقشه های آنلاین نیز به آسانی ممکن نیست.[
http://konarsandal.ir/1395/11/21]
پنجم:
آن جوانی را که می‌آید اینجا می‌ایستد و میگوید «آقا وضع خیلی بد است، خیلی فلان است، عقب رفته‌ایم»، من احساسش را و آن روحیه را تأیید میکنم امّا حرف را مطلقاً تأیید نمیکنم؛ این‌جور نیست؛ شماها رژیم طاغوت را ندیدید، اوضاع اوّلِ انقلاب را هم ندیدید. ما امروز در همه‌ی این زمینه‌هایی که اسم آوردم، در همه‌ی این آرمانها، پیشرفت کرده‌ایم. البتّه من قبلاً گفتم ما در مورد عدالت عقب‌ماندگی داریم، [امّا] معنایش این نیست که پیشرفت نکرده‌ایم؛ معنایش این است که در زمینه‌ی عدالت آن مقداری که باید پیشرفت بکنیم، پیشرفت نکرده‌ایم؛ وَالّا در همان قضیّه‌ی عدالت هم پیشرفت کرده‌ایم. شماها نمیدانید در این کشور چه خبر بود! ما خب همین سنین شماها را گذرانده‌ایم، دورانهای سخت را دیده‌ایم. حالا این آقا از سیستان و بلوچستان میگوید؛ خب من در سیستان و بلوچستان زندگی کرده‌ام، وضع سیستان و بلوچستانِ امروز با سیستان و بلوچستان سال ۵۶ و ۵۷ که بنده آنجا بودم، از زمین تا آسمان فرق کرده. ایشان میگویند ما هوا نداریم؛ هوا نداریم یعنی چه؟ یعنی زابل گرد و غبار دارد؛ هر سالی، سه ماه، چهار ماه گرد و غبار دارد؛ راست میگوید؛ این یک گوشه‌ای از مشکلات سیستان و بلوچستان هست و بود؛ آن زمان مردم به‌معنای واقعی کلمه در بدبختی محض بودند؛ در بدبختی محض! بنده از نزدیک شاهد بودم. بعد از انقلاب کارها شده، پیشرفتها شده، خدمات انجام گرفته؛ نه‌فقط در سیستان و بلوچستان، [بلکه] در همه‌ی کشور؛ در زمینه‌ی عدالت خیلی کار انجام گرفته.
[رهبر در دیدار با دانشجویان(7/3/97)          http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=39710]

َ

پ.ن: الحمدلله که در عدالت پیشرفت کردیم؛وضع خیلی خوبه و دیگه از «بدبختی محض» هم خبری نیست!
کو آن عدالت اجتماعی که دم از آن می زدند؟!
کو آن جامعه بی طبقه توحیدی که چهل سال پیش در بوق و کرنا کرده بودند؟!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:چهارشنبه 30 خرداد 1397-08:58 ق.ظ

حمایت از کالای ایرانی!

نمی دانم چرا کسانی که دم از حمایت از کالای ایرانی می زنند،

به جای استفاده از خودرو ملی!(سمند)،از مرسدس بنز آلمانی استفاده می کنند؟!
به جای استفاده از شبکه های پیام رسان داخلی،تا همین چند روز پیش از تلگرام صهیونیستی! استفاده می کردند؟!
به جای استفاده از .......... ؟!
کاش مسئولان محترم،به جای مجوز واردات بی رویه همه جور کالای بی ارزش و با ارزش که منجر به نابودی صدها کارخانه تولیدی و بیکاری هزاران نفر کارگر در سطح جامعه شده....،
کاش مسئولان محترم،....
فقط کمتر شعار می دادند.کاش!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:جمعه 25 خرداد 1397-10:32 ق.ظ

فقیر فقیره

 یه ضرب المثل جنوبی میگه: آیمُوی فخیرو پِ یَر سگن![ آدمای فقیر پدر سگ هستن!]
دوره دانشجویی خوندم که یکی اقتصاددانای غربی به نام نِرکس(Nurkse) هم معتقده که:فقیر،فقیره چون فقیره!
.Ragnar Nurkse: A Country is Poor,Because it is Poor

(The Poor is Poor)
فهمیدم که هم اون ضرب المثل جنوبی و هم ایده نِرکس،یه مفهوم داره.
آدم فقیر،بدبخت و بیچاره است مگر این که به قول نِرکس خودشو از چرخه نکبت یا چرخه جهنمی( Vicious Circle) نجات بده.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 
دنبالک ها: نان 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:چهارشنبه 23 خرداد 1397-10:38 ق.ظ

حال جامعه خراب است،مراقبت ویژه نیاز دارد

سرمایه اجتماعی(Social Capital) درهم تنیدگی ای از میراث فرهنگی،سیاسی و تاریخی یک جامعه است که تاروپود کنش های اجتماعی افراد را تشکیل می دهد.سرمایه اجتماعی ملاط استقرار و مانایی یک جامعه است.که اگر در جامعه ای نباشد سنگ روی سنگ بند نمی شود.از مهم ترین مولفه های سرمایه اجتماعی اعتماد به یکدیگر است.از اعتماد کنشگران اجتماعی به یکدیگر در مناسبات فردی روزمره تا اعتماد مردم به حاکمان که منجر به مقبولیت و مشروعیت سیاسی(Legitimacy) یک حکومت می شود.مشروعیت سیاسی حیاتی ترین سرمایه یک حکومت است.که اگر نباشد نشانه دیکتاتوری و ستمگری است و احتمال سقوط چنین حکومتی در کوتاه مدت دور از انتظار نخواهد بود، رسول خدا(ص) فرمود:المُلکُ یَبقی مَعَ الکفر ولا یَبقی مَعَ الظُّلم.(حکومت با کفر باقی می ماند اما با ظلم نه)
پر واضح است که پیش نیاز سرمایه اجتماعی صداقت،درستکاری،وفای به عهد،امانت داری و تعهد به وجدان فردیست که با تربیت صحیح به تدریج و طی سالیان متمادی شکل می گیرد.سرمایه اجتماعی یک شبه به دست نمی آید و یک شبه نیز از بین نمی رود.اگر دقت نشود و افراد خرد و کلان جامعه ارزشی برای این پیش نیازها قائل نباشند،این فضایل اخلاقی جای خود را به صفات ناپسند دروغگویی،ریاکاری،عدم اعتماد به یکدیگر و تنفر از حکومت منجر خواهد شد. و این یعنی که جامعه به شدت مریض احوال است و نیاز مبرم به مراقبت های ویژه دارد.نتایج یک پروژه ملی و تحقیق میدانی در سطح جامعه ایرانی نشان می دهد که میزان اعتماد عمومی افراد به یکدیگر در سال ۱۳۵۳، ۵۳٪ بوده و همان تحقیق در سی سال بعد(سال ۱۳۸۳)تکرار شده و اعتماد عمومی به ۲۴٪ تنزل پیدا کرده!(محسن گودرزی،پژوهش های ملی گرایش های فرهنگی و اجتماعی در ایران،۸۳ - همچنین ر.ک: سرمایه اجتماعی در ایران،سلیمان پاک سرشت)که با توجه به گسترش شعارزدگی که نتیجه ای جز عوامفریبی نداشته و تبعیض های سیاسی اجتماعی حاکمان جامعه در دهه اخیر،اعتماد عمومی مردم به یکدیگر و اعتماد مردم به رهبران سیاسی در حال حاضر به مراتب رقمی کمتر از ۲۴٪ را نشان خواهد داد.یعنی جمهوری اسلامی با آن همه ادعای دین مداری و عدالت گرایی! و انواع و اقسام وعده و وعیدها نتوانسته است به طور واقعی اقبال اکثریت جامعه را با خود همراه کند.(قطعاْ منظور بنده شوهای سیاسی صداوسیما در ایام انتخابات نیست!)
اعتبار کلام رهبران جامعه نزد توده مردم به شدت کاسته شده حتی در تذکرات مکرر مذهبی و معنوی.دیگر از آن تبعیت و شور و حالی که مردم نسبت به حاکمیت در چهل سال پیش داشتند خبری نیست.عملکرد ناصواب حاکمان با مردم و عدم اطمنیان مردم به حاکمان باعث شده که تعامل حاکمیت با مردم و بالعکس تبدیل به تقابل بشود.و همه این ها یعنی نابودی شیرازه جامعه.یعنی اضمحلال سرمایه اجتماعی.و نابودی سرمایه اجتماعی که اصلاْ نشانه خوبی برای حیات و بقا یک جامعه نخواهد بود.
کافی است واکنش های توده مردم را به وقایع اخیر بررسی کنید تا صحت و سقم موارد مذکور بهتر مشخص شود.این روزها عموم مردم در کمین هستند تا با مشاهده یک اشکال کوچک همه کاسه کوزه ها را سر آخوند جماعت و دین و دیانت بشکنند و دق دلی خود را سر اسلامیت نظام خالی کنند.هر چند شیطنت رسانه ای مخالفان اساس جمهوری اسلامی را نمی شود نادیده گرفت اما مهم تر از آن، فرسایش شدید سرمایه اجتماعی است که مسبب چنین واکنش های اعترا ضی می شود.و این بیماری مهلک بیش آز آن که عامل بیرونی داشته باشد،ریشه در داخل دارد.
وقتی اعتراض صنفی کامیون داران انگ سیاسی می خورد و در ماه رمضان با مشت و باتوم پاسخ داده می شود،وقتی مردم، در رسیدگی به قضیه سعید طوسی با قضیه دبیرستان غرب تهران تفاوت  می بینند،یا وقتی که فلان دانشجو در مقابل رهبر جسورانه انتقاد می کند! اما روز بعد به دلیل دیگری روانه بازداشت گاه می شود،یا.....حالا شما هر چقدر هم که توجیه کنی و دلیل بیاوری که ماهیت پرونده سعید طوسی با پرونده دبیرستان معین متفاوت است یا گرفتن فلان دانشجو ربطی به سخنرانی مقابل رهبر ندارد،صرفاْ تلاشی بیهوده است.چون علاوه بر رخ نمودن ناهماهنگی ساختاری فضای سیاسی،اجتماعی(که به سوء مدیریت یا تعمد حاکمیت برمی گردد!) قبل تر از آن، اطمینان خاطر عمومی به حاکمیت خدشه دار شده.جسم و روان توده مردم  هم خسته تر از آن است که بنشینند و جزییات اخبار را از منابع موثق تجزیه تحلیل کنند. عموم مردم برای کسب خبر یا دل خوش به شبکه های اجتماعی هستند یا اسیر طوفان رسانه ای در شبکه های ماهواره ای.و همه این اتفاقات در گذر زمان به اینجا رسیده که سلب اعتماد جایگزین اعتماد شده است.و این سلب اعتماد یعنی نبودن سرمایه اجتماعی و به تبع آن نبودن مشروعیت سیاسی و نبودن اعتبار دینی رهبران.که همگی نشانه بیماری و پوک بودن یک جامعه از درون است.
این که صورت مسئله را پاک کرده و سر خود را مثل کبک زیر برف کنیم و به خود امید کاذب بدهیم که همه چیز آرومه و ایران گل و بلبل است،دردی را دوا نمی کند.فقط روند مداوای این سرطان بدخیم اجتماعی را کندتر می کند.
همانطور که عرض شد،سرمایه اجتماعی یک شبه ایجاد نشده که یک شبه از بین برود.حال چه شده که این سرمایه عظیم طی این سال ها به حال انقراض درآمده،متولیان و برنامه ریزان جامعه باید پاسخ بدهند.آن چه مسلم است، نبود تعامل صادقانه و صمیمانه بین حاکمیت و مردم به عنوان شالوده یک جامعه،عامل اصلی این نابسامانی مخرب قلمداد می شود.و علاج واقعی این بیماری که تقریباً حالت مزمن به خود گرفته هر چند هزینه هنگفتی دارد،در صداقت و درست کاری حاکمان و بعد توده مردم نهفته است.چرا که:النّاسُ عَلی دینِ مُلوکِهِم(مردم به حاکمان خود اقتدا می کنند)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:یکشنبه 23 اردیبهشت 1397-08:44 ق.ظ

تقدیم به مدافعان حرم

به بهانه اظهارات سخیف فلان کارگردان زن،لجن پراکنی سریالی روزنامه های بنفش،اکران به وقت شام و «شو آف» یکی از دلقک های صدا وسیما؛
جمعیت جبهه رفته ها در طول هشت سال جنگ تحمیلی علیه کشورمان حدود دو ملیون نفر بود. اگر بخواهیم نسبت به کل جمعیت 50 ملیون نفری آن زمان کشورمان بسنجیم می شود حدود 4%.که با احتساب تقریبی خانواده پنج نفره آن ها  می شود ده ملیون نفر.یعنی فقط یک پنجم یا 20% جمعیت کشور به صورت مستقیم در رویارویی با دشمنان این مملکت(حدود 40 کشور حامی و متحد رژیم خبیث عراق)شرکت داشتند.و طی 40 سال عمر جمهوری اسلامی بار اصلی حضور و حماسه آفرینی ها در عرصه های ملی و سیاسی- اجتماعی نیز بر دوش همین اقلیت صبور و کم توقع طبقه متوسط به پائین جامعه بوده و هست.فشار اصلی همه تحریم های ناجوانمردانه و کمرشکن نیز در طول این سالها بر دوش همین اقلیت استوار بوده.اکثر کوپن داران و یارانه بگیران نیز جزء همین طبقه مسئولیت پذیر و فداکار بوده و هستند.یعنی بیشترین حضور مؤثر ملی – میهنی و کمترین ادعا.یعنی برای حفظ ناموس و کیان این مملکت،بیشترین هزینه ها از قِبَل متوسطان و محرومان جامعه پرداخت شده و می شود.از آن طرف بوده اند اکثریت بی تفاوت و بی مسئولیت خرده گیر.جماعت نق زنِ پرتوقعِ زیاده خواهِ بزدلِ عافیت طلبی که عمده دل مشغولی آنها «خور و خواب و خشم و شهوت» بوده و هست.جماعتی که حتی در همان زمان جنگ به جای افتخار به جانفشانی سربازان وطنشان،جبهه رفته ها و ایثارگران را تحقیر و تمسخر می کردند و خود مشغول تفرج و خوشگذرانی بودند.اُف بر این اکثریت بی غیرت! الآن هم همان اکثریت کذایی شعار«نه غزه نه لبنان،جانم فدای ایران» سر می دهند و اکثریت ذوق زدگان برجام نافرجام هم از همان قماش هستند.امروز و در دوران صلح و آرامش ایران زمین هم همان جماعت نق زن، رگ ناسیونالیستی و ایرانی گرایی شان متورم می شود و مشغول ستایش و کرنش نماد شرک آلود فَروَهَر هستند.جماعت بی غیرتی که به دروغ برای جسد مومیایی جعلی منسوب به یک دیکتاتور آلت دست انگلیس،واویلا سر می دهند اما برای دفن استخوان و پلاک شهدای گمنامی که جانشان را فدای دین و ناموس این مملکت کرده اند،هوچی گری و رسوا بازی در می آورند.جماعت زیاده خواه و همیشه طلبکاری که این روزها تحت عنوان موهوم سلبریتی، زندگی های لاکچری دارند.
آهای ایرانی به اصطلاح وطن پرست که آروغ روشنفکری می زنی! چرا این همه دوگانه گرایی و نفاق؟!آهای بنفش نویسی که به دروغ نگران بازگشت پیکر شهدا از دیار شام هستی!  آهای خانم کارگردانی که سابقه هواداری از مجاهدین خلق(منافقین)و کومله ای داری که فجیع تر از داعش، رزمندگان دفاع مقدس را در کردستان مُثله می کردند،در کدام سوراخ خزیده بودید زمانی که بهترین جوانان این مملکت در برابر گلوله های 1+5 پرپر می شدند؟خانم کارگردان«عقده ای»! اگر مدافعان حرم نبودند چطور می توانستی با دخترت سفرهای مکرر اروپا و آمریکا بروی و در امنیت و آسایش در مناطق مرفه پایتخت زندگی کنی؟ اصلاً توقع ندارم که امثال تو فرق دوست و دشمن یا متجاوز و مدافع را بدانی؛اما اگر شرافت داری و مردانگی،یک بار برای همیشه تکلیفت را با خودت،مردمت و سرزمینت روشن کن.چرا در هشت سال جنگ خونین علیه سرزمین آریایی ها،تو،خانواده و همفکرانت هیچ حضوری در جبهه ها نداشتی؟حالا هم محض رضای خدا دهانت را ببند و راجع به شهدای مدافع حرم بیش از این توهین نکن!
اگر دقت کنید در وصیت نامه هیچ شهیدی تقدیس و تکریم کوروش و هخامنش پیدا نمی کنید.و مجدداً امروز هم همان اقلیت بیست درصدی در مبارزه با آدمکش های وحشی داعش می جنگند تا ناموس و امنیت ایران زمین برقرار بماند آن هم به اسم «مدافعان حرم» اهل بیت رسول الله علیهم السلام،نه مدافعان پاسارگاد و تخت جمشید.جانبازی همه شهیدان دیروز و امروز به عشق اسلام، قرآن و دعوت امام خویش بوده نه چیز دیگر.آهای به اصطلاح هموطن! این را بدان که تاریخ؛ نامردی و بزدلی شما را ضبط کرده و تا ابد شرمنده و بدهکار شهدا و خانواده های ایثارگران هستید. اگر دین و غیرت ندارید،مرد باشید یا لااقل دم فروبندید؛چون شماها ثابت کرده اید که صلاحیت اظهار نظر در مورد وطن ندارید.حدود دو قرن است که واژه فریبنده «ناسیونالیسم» وارد ادبیات ایران شده.تاریخ را بدون تعصب ورق بزنید،می بینید همه آن هایی که دم از ایرانی گرایی،باستان گرایی و زردشت گرایی زده یا به عنوان قهرمان ملی گرایی مشهور شده اند،حداقل چندین برهه از زندگی خویش را به وابستگی مستقیم اجانب گذرانده اند.
و این روزها که بعد از چندین سال انتظار،پلاک و استخوانهای مطهر شهدای دفاع مقدس یا پیکر شهدای مدافع حرم تشییع می شود، ادعاهای پوچ وطن پرستانه آن اکثریت کذایی، متعفن تر از همیشه خود را نشان می دهد.ژست های مضحک ملی گرایانه ای که بیش از آن که دلیلی منطقی بر ارادت به هخامنشیان باشد،عقده گشایی ابلهانه علیه اسلام است.و چقدر این آیات الهی خوبتر از همیشه معنا پیدا می کنند:اکثرهم لا یعقلون،اکثرهم لا یشعرون،اکثرهم لا یعلمون،اکثرهم لا....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397-09:47 ق.ظ

جیغ بنفش

 یکی نیس بگه؛آهای همه چیزدان!روشن فکر!سلبریتی!ستاره!بازیگر! بازیکن!شازده! تو که بیشتر از یک سال با «گِرل فِرند» یا «بوی فِرند»ت دَووم نمیاری و چندین عقد و طلاق تو رزومه ت داری،چرا الکی قمپز در می کنی که تا «1400 با پرزیدنت» هستی؟!
آخه نمی گی کلی از فالوورا گول ادا و اصولت می خورن و به پرزیدنت رای میدن؟! حالا هم که به برکت تدبیر و امید قیمت دلار رکورد تاریخی زده هی جیغ بنفش سر میدی که پشیمونم و به غلط کردن افتادی.
وای بر جماعتی که الگوهاشون شماها باشین!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:دوشنبه 14 اسفند 1396-08:48 ق.ظ

روزگار

از ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار

فکری به حال خویش کن این روزگار نیست




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه 



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2