Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :- افلاطون
تاریخ:شنبه 2 تیر 1397-12:36 ب.ظ

هتل علمیه!

 یکم: افتتاح مدرسه علمیه آیت الله خوانساری در قم(مجلل ترین حوزه علمیه جهان!!)



تف بر جماعت نیرنگ بازی که سالهاست با قال صادق و قال باقر زندگی را بر عوام الناس بدبخت زیر خط فقر، تلخ و سخت گرفته و به دروغ مردم را به زهد و قناعت دنیا و عیش در آخرت حواله داده اند.آن وقت به اسم دین،چنین حریصانه به دنیا چسبیده اند!
امیدوارم در این هتل علمیه،آخوند انگلیسی تربیت نشود!

********

 دوم: مدرسه روستای قلعه گنج کرمان


 سوم:
 من اگر می خواستم،می توانستم از عسل پاک و مغز گندم و بافته های ابریشم برای خود غذا و لباس فراهم آورم،اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وادارد که طعامهای لذیذ برگزینم،در حالی که در حجاز یا یمامه کسی باشد که به قرص نانی نرسد و یا هرگز شکمی سیر نخورد،یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته وجود داشته باشد.... آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمؤمنین خوانند و در تلخی های روزگار با مردم شریک نباشم و در سختی های زندگی الگوی آنان نگردم؟آفریده نشده ام که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد،چونان حیوان پرواری که تمام همت او علف و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پرکردن شکم بوده و از آینده او بی خبر است.(نامه حضرت علی (ع) به والی بصره،نهج البلاغه نامه 45،ترجمه دشتی)

چهارم:
به رغم آنکه همیشه در اسناد بالادستی و گفته های مسئولان، رسیدگی به مشکلات نیازمندان و تحقق عدالت فضایی حتی در دورترین نقاط کشور مورد تأکید قرار گرفته است، بررسی ها نشان می دهد هنوز در این مسیر کاستی های فراوانی وجود دارد و هستند مردمانی که شب و روزشان به سختی می گذرد و مسئولان سراغی از آنان نمی گیرند. مثل ده ها هزار کَپَرنشینی که در شهرستان رودبار جنوب به کلی از یادها رفته اند و حتی کسی جویای حالشان نیز نمی شود......جاده خاکی و با دست اندازهای فراوان از یک سو و گرد و خاکی اطراف ماشین را گرفته است، از سوی دیگر سفر را با سختی رو به رو می کند. آرام آرام و به ترتیب روستاهایی در اطراف جاده دیده می شوند که عمدتاً با کپر ساخته شده اند و تعجب می کنیم از این همه محرومیتی که می بینیم.
روستاهایی که از آن ها سخن می گوییم نه تنها مسیر دسترسی مناسب ندارند، حتی تابلویی ندارند که رهگذران بتوانند بر اساس آن از موقعیت جغرافیایی منطقه، مسیر پیش رو و فضایی که در آن قرار دارند آگاه شوند؛ روستاهایی مثل چاه ابراهیم، میل فرهاد، نمداد، پتکی، کنارک و… که عمده خانه های آنها از کپر است و در میان خشکی مفرط منطقه، از کوچک ترین امکانات رفاهی هم بهره مند نیستند.
در این منطقه صحبت از گاز شهری، آب شرب لوله کشی شده، سیستم گرمایشی و حتی سرویس های بهداشتی برای اهالی یک آرزوی بزرگ است که تصور نمی شود با این رویکردی که مسئولان به این منطقه دارند، ده ها سال دیگر هم تحقق پیدا کند. آنقدر این منطقه از کشور محروم و نا شناخته است و مردمش در فقر و محرومیت زندگی می کنند که حتی یافتن موقعیت جغرافیایی آنها از طریق امکان های جدیدی مثل نقشه های آنلاین نیز به آسانی ممکن نیست.[
http://konarsandal.ir/1395/11/21]
پنجم:
آن جوانی را که می‌آید اینجا می‌ایستد و میگوید «آقا وضع خیلی بد است، خیلی فلان است، عقب رفته‌ایم»، من احساسش را و آن روحیه را تأیید میکنم امّا حرف را مطلقاً تأیید نمیکنم؛ این‌جور نیست؛ شماها رژیم طاغوت را ندیدید، اوضاع اوّلِ انقلاب را هم ندیدید. ما امروز در همه‌ی این زمینه‌هایی که اسم آوردم، در همه‌ی این آرمانها، پیشرفت کرده‌ایم. البتّه من قبلاً گفتم ما در مورد عدالت عقب‌ماندگی داریم، [امّا] معنایش این نیست که پیشرفت نکرده‌ایم؛ معنایش این است که در زمینه‌ی عدالت آن مقداری که باید پیشرفت بکنیم، پیشرفت نکرده‌ایم؛ وَالّا در همان قضیّه‌ی عدالت هم پیشرفت کرده‌ایم. شماها نمیدانید در این کشور چه خبر بود! ما خب همین سنین شماها را گذرانده‌ایم، دورانهای سخت را دیده‌ایم. حالا این آقا از سیستان و بلوچستان میگوید؛ خب من در سیستان و بلوچستان زندگی کرده‌ام، وضع سیستان و بلوچستانِ امروز با سیستان و بلوچستان سال ۵۶ و ۵۷ که بنده آنجا بودم، از زمین تا آسمان فرق کرده. ایشان میگویند ما هوا نداریم؛ هوا نداریم یعنی چه؟ یعنی زابل گرد و غبار دارد؛ هر سالی، سه ماه، چهار ماه گرد و غبار دارد؛ راست میگوید؛ این یک گوشه‌ای از مشکلات سیستان و بلوچستان هست و بود؛ آن زمان مردم به‌معنای واقعی کلمه در بدبختی محض بودند؛ در بدبختی محض! بنده از نزدیک شاهد بودم. بعد از انقلاب کارها شده، پیشرفتها شده، خدمات انجام گرفته؛ نه‌فقط در سیستان و بلوچستان، [بلکه] در همه‌ی کشور؛ در زمینه‌ی عدالت خیلی کار انجام گرفته.
[رهبر در دیدار با دانشجویان(7/3/97)          http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=39710]

َ

پ.ن: الحمدلله که در عدالت پیشرفت کردیم؛وضع خیلی خوبه و دیگه از «بدبختی محض» هم خبری نیست!
کو آن عدالت اجتماعی که دم از آن می زدند؟!
کو آن جامعه بی طبقه توحیدی که چهل سال پیش در بوق و کرنا کرده بودند؟!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : جامعه